تبلیغات
محدث - مطالب محمد زندی دلگشا
پنجشنبه 18 شهریور 1389

بار دیگر "جای خالی امام عزیز"

پنجشنبه 18 شهریور 1389

نوع مطلب :

باسمه تعالی

انا لله و انا الیه راجعون

چندی قبل یك كشیش آمریكایی صهیونیستی(و نه مسیحی) اعلام كرده بود به مناسبت فرار رسیدن 11 سبتامبر قادام به اتش زندن قران در سراسر دنیا كنید.

او اعلام كرده بود كه مسلمانان و كتابشان قران مقصر حادثه 11 سبتامبر هستند و ... .

در اینحا اصلاً بنا ندارم به مساله 11 سبتامبر بپردازم و بگویم از دید من چه كس یا كسانی مقصرند و ... تنا می خواهم در مورد این اقدام شنیع تری جونز چند كلمه ای بنویسم. چه كنم كه اگر ننویسم مسئولم.

عزیزان در مطلبی برخی درد های خود را در مورد اقدامات ناشایست گروههایی كه خود را انقلابی می دانند در راهپیمایی های خود علیه امام حسین (ع) و ارزش ها اقدام می نمایند و از ان عجیب تر اقدام تعجب آور و سكوت برخی مسئولین نوشتم.

در انجا سخنی از امام بزرگوار ملت حضرت روح الله الموسوی(ره) را در مورد سلمان رشدی و سخنان وی در مورد مقدسات آوردم.

 

حضرت امام عزتمند و مقتدر روح الله الموسوی الخمینی

 

اكنون كه نظام ما قدرتمند تر از گذشته است و باید بیشتر جلوی اینگونه تعرضات كه نسبت به ارزش ها و مادر ارزشها (قران الكریم) گرفته شود متاسفانه شاهد كوتاهی و سكوت معنا دار و بی معنای مسئولین جمهوری اسلامی در مورد این اقدام شنیع تری جونز هستیم.

اری...

اگر دیروز حكم ارتداد آنكس كه به پیامبر توهین كرد و آنان كه در دانمارك فیلم ها و كاریكاتور های پیامبر عظیم الشأن اسلام را ساختند صادر می شد و این همه مسامحه با آنان نمی شد و اهانت كنندگان به دین اسلام به سزای اعمال خود می رسیدند امروز یك كشیش صهیون نمی توانست علناً بزرگترین ارزش بیش از یك میلیارد مسلمان را به ادعای خودش آتش بزند.

این همه مسامحه كاری و سكوت برای چیست؟

دیگر باید چه كنند كه رگ غیرت ما بلند شود؟

فعالان حقوق بشر نمی خواهند نه به واسطه اسلام، نه! بلكه به خاطر عقاید جمعیت بیش از یك میلیارد مسلمان اقدامی یا بیانیه ای (هر چند خشك) در اینباره اقدام كنند؟

بگو كه این بار هم معلوم شد جمعیت حقوق بشر و امثال ذلك دروغی بیش برای تربیت افرادی كه در جاهای مختلف برای اهداف بلند و كوتاه غربی ها فعالیت كنند نیست.

آنان نمی دانند یا نمی فهمند كه قرآن÷تی ظاهرش هم) مهم است؛ قران یعنی همه آزمان های انسانی.

به دیگر سخن اگر تمام ارمان های انسانی از صدر خلقت تا ذیل خلقت را بخواهیم یكجا و به چشم سر ببینیم باید قرآن را ببینیم.

اشتباه است اگر كسی بگوید نباید این مساله توی بوق! كرد.

چرا كه متاسفانه امروز این مساله توی بوق شده و الا من و شما از آن بی اطلاع می بودیم!

آنچه توی بوق نمی شود دفاع من و شمای مسلمان از كتاب اسمانی است كه در بوق نشده است.

نمی دانم چرا بسیاری از رهبران مسلمان كه همه چیز خود را از قران دارند و بسیاری از مسئولین جمهوری اسلامی حتی یك جمله هم در این باره در خطبه های عید فطر خود(حتی در بخش دعای اخر خطبه!) و بیانیه های سیاسی خود مطرح نكردند؟

شاید می گویید كه تری جونز كه مسلمان نبود كه حالا بخواهد مرتد شود!؟ كشیش مسیحی است و بر اساس نظر خود مساله ای را عنوان كرده است.

این حرف از حرف های عجیب این روزگار است كه متاسفانه زیاد شنیده می شود.

توجه شما را برای بار دیگر در اینجا به پیام ولایی و تاریخی امام خمینی در مورد سلمان رشدی مرتد جلب می كنم كه حضرت امام فرمودند نه تنها سلمان رشدی كه نگارنده كتاب شیطانی بود بلكه ناشرین و مطلعین هم همان حكم سلمان رشدی را دارند. و چندی بعد هم مترجم ژاپنی كتاب شیطانی وی به اسفل السافلین فرستاده شد.

متن پیام امام بدین شرح است:

مكان: جماران، بیت امام خمینی.

بسمه تعالی 

انا لله و انا الیه راجعون

به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می رسانم مؤلف کتاب «آیات شطانی‌» که علیه اسلام و پیامبر و قرآن، تنظیم شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می باشند. از مسلمانان غیور می خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعاَ آن‌ها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید و هر کس که در این راه کشته شود، شهید است ان شاء الله. ضمناَ اگر کسی دسترسی به مؤلف کتاب دارد ولی خود قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد. والسلام علیکم و رحمة الله وبرکاته

روح الله الموسوی الخمینی (صحیفه نور ج21)

راستی حقوق بشر ساكت است چون تربیت شده امریكا هستند.

حوزوات علمیه چرا ساكتند؟!؟!

بسیاری از علمای مكتب اهل بیت چرا...؟

 

 




دوشنبه 1 شهریور 1389

دفاع از لایحه حمایت خانواده

دوشنبه 1 شهریور 1389

نوع مطلب :

به نام خدا

به زودی( فردا)  لایحه حمایت از خانواده در مجلس بررسی می گردد.

در این زمینه برخی حقوقدانان و وكلای همدان در طی نامه ای به برخی نمایدگان استان خواستار رای منفی به این لایحه(لا اقل به برخی از موادش) شده اند.

این نامه را می توانید در وبلاگ سركار خانم مهرنوش نجفی راغب مشاهده نمایید.

اما اشكالات ایشان به این لایحه نكاتی در خور توجه دارد كه بنده در همان روز انتشار نامه به ایشان و برخی دوستانشان تذكر دادم.

متن پاسخ حقیر به این نامه را در ذیل می خوانیم.

 

به نام خدا

حقوقدان گرامی و وكیل محترم دادگستری همدان

سركار خانم نجفی‌راغب(و جمعی از وکلای محترم همدان)

با اهدای سلام؛

نامه سركار و دوستان محترم حقوق‌دانتان كه حاكی از نگارش نامه‌ای برای تنی چند از نمایندگان محترم مجلس است با عنوان«لایحه ی حمایت از خانواده یا بازی با الفاظ!» را در وبلاگ سركار مشاهده و مطالعه نمودم.

چند نكته را به عنوان كسی كه كلیت قانون خانواده در ایران را (از این حیث كه ماخوذ از فقه امامیه است) كافی و لازم می‌داند لكن خالی از ایراد نمی‌بینم عرض می‌كنم.

در مورد اشكالی كه سركار به همراه جمعی از حقوقدانان محترم به تبصره2 ماده21 لایحه مذكور گرفته اید عرض می‌شود كه:

طبق آنچه كه در لایحه وارد شده است:

«در صورت مراجعه طرفین شوراهای یادشده با حضور کارشناس مربوط تشکیل و احکام صادره به استثناء حکم طلاق ، لازم الاجراء است در صورتی که نظر بر اجراء حکم طلاق باشد پرونده به دادگاه ارجاع می شود.» و می‌دانیم كه د رزمان صدور حكم در این موارد، صدور حكم «پس از مشاوره با مشاوران زن حضور مشاور زن صادر می‌شود»(ر.ك: آیین دادرسی مدنی، ج1، دكتر عبد الله شمس). شما ننگرید به اینكه فعلاً چنین مشاوری وجود ندارد. اگر این لایحه نهایی شود مسئولین مربوط كارشناسان لازم را در این شوراها وارد خواهند كرد.

از طرفی شما خود خوب می‌دانید بسیاری از اختلافات آنی بوده و با پا در میانی محاكم اولیه مرتفع می‌شود. و همیشه اینگونه نیست كه اطاله دادرسی به ضرر خانم ها باشد. كجا سراغ دارید طلاق زودهنگام به نفع كسی بوده باشد كه در اشكالات خود بدان اشاره كرده اید؟

مگر حقوق زنان در این است كه بتوانند به محض یك اختلاف فوراً طلاق بگیرند؟!؟!

__

علت و سبب ایراد شما به ماده 22 روشن نیست. یعنی در واقع شما به آیین نامه‌ای ایراد، گرفته اید كه هنوز تنظیم نشده است. و این كار هیچ معنی ندارد. شاید فرار به جلو باشد!

__

در مورد اشكالی هم كه به ماده 23 گرفته شده است:« ازدواج مجدد مردان هیچگاه توجیه اجتماعی نداشته و به هیچ عنوان برقراری عدالت در روابط مرد با همسران خود امکان پذیر نمی باشد و به همین دلیل است که اسلام چنین شرط سختی را(رعایت عدالت) برای ازدواج مجدد درنظر گرفته است.ماهیت این ماده خلاف شئون خانوادگی و نقض صریح حقوق زنان می باشد.» ضمن تشكر از گوینده این سخن بابت دقتی كه به شرایط ازدواج مجدد در اسلام مطرح كرده است عرض می‌كنیم كه:

ظاهرا ایراد وارده ایراد به لایحه نیست؛ چرا كه در این لایحه شرط «تمكن مالی» و «رعایت عدالت» در نظر گرفته شده است. ظاهراً شما نگران سوء استفاده آقایان از این مواد هستید كه ممكن است در جای خود نگرانی بجایی باشد. چرا كه هرگاه اختیاری در اختیار بشر(چه مرد و چه زن) قرار گرفته عده‌ای از این اختیار(و لو اختیار مشروع) سوء استفاده كرده است. پس مستشكل به سوء استفاده گران انتقاد كرده نه به این ماده!

___

سركار خانم نجفی راغب،

شما كه به تجربه جامعه، در مورد قوانین خانواده اشاره كرده اید خوب بود می‌فرمودید: كه مهریه های بالا و بعضاً نجومی هیچ تأثیری در پایبندی به ازدواج ندارد و گاهی هم باعث مشكل آفرینی برای مردان شده است كه باید به لحاظ تعهد به مهریه های بالا به زندان بیافتند. ممكن است خانمی كه با مشكلات زندگی آشنا نیست در مورد این جمله من بگوید: «خب بگذار كمی هم آقایان به مشكل بیافتند و ...» . اما فردی با جامع نگری و درایت بیشتری به این مساله و مشكلاتی كه از سوی جامعه به خانم هایی كه همسرانشان به خاطر نپرداختن مهریه بالا به مجازات قانونی محكوم شده اند بنگرد  هرگز راضی به تحمیل چنین مهری‌ای به همسران با وضع كذا نمی شود. كه حالا بخواهیم مهریه بالا را تجویز كنیم.

البته ممكن است شما به عنوان یك حقوقدان مهریه سنگین را ضامن بقای ظاهر زندگی(البته زندگی به معنای فقهی و حقوقی و نه به معنای زندگی واقعی) بدانید؛ اما این را هم بگویم كه: هرگز زندگی كه با مهریه سنگین شروع شود و به جای آنكه ضامن بقایش محبت و عشق طرفینی باشد اعداد و ارقام غیر قابل وصول نجومی كذا  است هرگز به نفع كسی (نه آقایان و نه خانم ها) نخواهد بود.

ماده مذكور در پی كاهش مهریه‌ی عقد نامه‌ای و افزایش مهر و محبت واقعی است.

از طرفی هم شما دارید در مورد یك لایحه حقوقی صحبت می‌كنید. نه یك رسم و آداب زندگی و مساله اخلاقی!

ای كاش می‌گفتید: « مهریه های بالاتر از حد متعارف و غیر منطقی» كه در لایحه مذكور آمده به چه دلیل موجب ناراحتی شما و دوستان محترمتان شده است؟ و این نگرانی از «مهریه های بالاتر از حد متعارف و غیر منطقی» چه دلیل منطقی دارد؟!!!

آیا می‌توان اكنون مهریه های « بالاتر از حد متعارف و غیر منطقی» را ضامن حقوق زنان در زندگی واقعی(نه زندماندن نباتی و زندگانی حقوقی) دانست؟ چگونه؟

____

حقوقدانان محترمی كه به ماده28 این لایحه اشكال كرده اند كه:

«این ماده همچنان که پیش از این نیز بود، هیچ حقوق مناسبی را درخصوص زنان ارایه نمی نماید و همچنان حق طلاق صرفا با مرد است» خوب می‌دانند كه طلاق(بر خلاف نكاح) یك ایقاع است و این ایقاع طی شرایطی به زوجه حق درخواست طلاق می‌دهد.

پس نباید از لایحه‌ای كه در جمهوری اسلامی تنظیم و بعد از مراحلی اجرا می‌شود انتظار داشت كه:« شرایط یکسان جهت طلاق برای زنان و مردان ایجاد و اجرا گردد» البته استثنائاتی وجود دارد كه اشاره بیشتر نیاز نیست.

__

از همه اشكالات عجیب تر آنكه به ماده48 این لایحه اشكال شده است كه:

«ضمانت اجرای پیش بینی شده در ماده ی مرقوم در خصوص حق دیدار فرزندان، جامع نبوده زیرا درصورت ممانعت ملاقات طفل با اشخاص ذیحق، جریمه ی نقدی پیش بینی شده حداکثر پنج میلیون ریال مجازات مناسبی نمی باشد و در صورت تکرار جرم نیز مجازاتی اشد درنظر گرفته نشده و چنانچه حضانت با پدر باشد با توان بالایی که معمولا مردان از آن بهره مندند این امکان وجود دارد که به راحتی مادر را از دیدار طفل محروم نمایند.»

اولاً جریمه نقدی در مورد این جرم  به نظر كافی است. چرا كه حتماً شما انتظار ندارید اگر كسی مرتكب این جرم شد به 6 ماه زندان محكوم شود! تا آنوقت طفل مذكور علاوه بر فشار های روحی و روانی غیر قابل انكار به درد زندان پدر هم دچار شود.!

یا مثلاً انتظار ندارید مجرم از این ماده به جزای 10 برابر محكوم شود تا هم دل شما حامیان خانواده خنك شود و هم آینده طفل به خطر بیافتد.

یا انتظار ندارید كه مجرم از این ماده از حضانت محروم و طفل به مادری سپرده گردد كه شاید نه تنها قادر به تامین كافی مخارج خویش نیست بلكه به خاطر وجود فرزند از ازدواج مجدد محروم شود.

از این عجیب تر اینكه آورده شده:

« در صورت تکرار جرم نیز مجازاتی اشد درنظر گرفته نشده»!.

حقوق دان محترم

سركار خانم نجفی راغب

 مگر ماده 48 قانون مجازات اسلامی تكرار جرم را باعث تشدید مجازات نمی داند؟. حالا چه لزومی دارد این ماده عمومی را ذیل هر جرمی اشاره كنند؟

 منظور گوینده برای من از اینكه اینكه گفته اند:

« چنانچه حضانت با پدر باشد با توان بالایی که معمولا مردان از آن بهره مندند این امکان وجود دارد که به راحتی مادر را از دیدار طفل محروم نمایند»

روشن نیست.

كدام «توان بالا»؟

چه امكانی« وجود دارد که به راحتی مادر را از دیدار طفل محروم نمایند»؟

خوب می‌شد قانون مد نظر را در این زمینه می‌فرمودید تا مطلع شویم.

با تشكر و احترام

محمد زندی دلگشا

 




سه شنبه 18 خرداد 1389

كاهش تخلفات بدون هر نوع اموزش!

سه شنبه 18 خرداد 1389

نوع مطلب :

 

كاهش تخلفات بدون هر نوع اموزش!(چاپ شده در هفته نامه راهنگ سبز)

محمد زندی دلگشا

هر ساله با اغاز شدن فصل بهار و نزدیك شدن تابستان خود به خود مسئولان راهنمایی و رانندگی كشور به فكر وسایل نقلیه موتوری می افتند. این طرح همواره ضمن ایجاد سلامتی برای موتور سواران، امنیت برای سایر شهروندان هم در پی دارد. اما اجرای این طرح ها گاهی با مشكلاتی از سوی راهنمایی و رانندگی همراه است كه باید سریعاً در پی رفع ان مشكلات بر ایند.

برای مثال اگر شما خواننده محترم در پی اخذ گواهی نامه موتور سیكلت هستید باید بدانید كه قانوناً باید برای این كار گواهی نامه راننگی داشته باشید و رانندگی بدون گواهی نامه هم تخلف بزرگی است و هم عواقب مجرمانه فراوانی به همراه دارد.

برای مثال ماده 714 قانون مجازات اسلامی صراحتاً اعلام می كند:

هرگاه بی احتیاطی یا بی مبالاتی یا عدم رعایت نظامات دولتی یا عدم مهارت رانندگی منتهی به قتل غیر عمدی شود مرتكب به شش ماه تا سه سال حبس و نیز پرداخت دیه محكوم می گردد.

و در ماده 718 همین قانون، مستی و نداشتن پروانه را باعث تشدید مجازات به دو سوم ماده717 افزایش می دهد.

حال سوال پیش می اید كه اگر كسی مایل بود رانندگی با موتور سیكلت را بیاموزد چه كار باید بكند؟ و به كدام مركز اموزشی مراجعه نماید؟

و سوال دیگر اینكه انان كه تا كنون گواهی نامه موتور سیكلت را از مراجع ذی صلاح دریافت كرده اند چگونه موفق به اموزش این فن شده اند؟

برای پاسخ به سوالات فوق چند احتمال وجود دارد.

1_ اینكه اموزشگاه هایی در استان برای تعلیم راننگی با شرایط ویژه وجود دارد و در ان اموزشگاه ها كار اموز بعد از تكمیل مدارك مدتی تحت تعلیمات درون شهری قرار می گیرد.

ما با تحقیق به درستی دریافته ایم كه متاسفانه چنین مركز آموزشی در همدان عملاً وجود نداشته و ندارد!

2_ موتور سیكلت های(ویژه) با مجوز راهنمایی و رانندگی، به صورت آژانس اماده ارائه این خدمات در حاشیه شهر هستند و آماده اند به كاراموزان محترم این خدمات را ارائه كنند.

3_ مراكزی هم اكنون در حال ارائه این خدمات هستند و ما و خود مسئولان راهنمایی و رانندگی از وجود انان بی اطلاعیم!

4_ هیچ مركز اموزشی وجود ندارد و كار اموز باید از روز اول تولد تا زمان ازمون به صورت خدادادی موتور سواری را اموخته باشد تا موجب خطرات رانندگی نگردد!

5_ راهنمایی و رانندگی به صورت ضمنی و غیر قانونی به افرادی كه داوطلب اخذ گواهی نامه راننگی باشند عملاً اجازه موتور سواری پیش از گواهی نامه می دهد و خود را در مورد عواقب ناشی از راننگی افراد بدون گواهی نامه كاملاً تبرئه می كند.

 این یعنی اینكه راهنمایی و رانندگی از سویی عملاً فراگیری غیر قانونی و خلاف موتور سواری را ترویج می كند و از طرفی منتظر كاهش تخلفات موتورسواران و خطر افرینی برای انان و جامعه است.

راستی چه كسی پاسخگوست؟!؟!




شنبه 15 خرداد 1389

مقاله «ازدواج موقت راه چاره یا راه چاله؟!؟!»

شنبه 15 خرداد 1389

نوع مطلب :

 

به نام خدا

این پست را فقط برای چاپ در روزنامه و نشریات ننوشتم.

به اعتقاد خودم برای كسانی كه به بحث تئوری(دقت كنید این فقط بحث تئوری من است) ازدواج موقت در اسلام ایراداتی می گیرند پاسخ های خوبی داده ایم.

اگر بنا دارید این پست را بخوانید خواهش می كنم تا انتها بخونید و حتماً در نظر داشته باشید من فقط پاسخی به منكرین ازدواج موقت و انان كه این نسخه را مضر برای جامعه می دانند اده ام و در مورد مصداق هیچ صحبتی نشده است.

چرا كه من حسب وظیفه خود علوم حدیث خونده ام و هر جا كه قال الاباقر و قال الصادق بود باید دوفاع كنم(چرا كه قبلاً مقدماتش را با خودم كنار اومدم.

و هر كجا خلاف قال المعصوم دیدم باید قیام كنم

وفقنا الله به ان شاء الله(1)

(1) این مقاله در ش13 و 14هفته نامه  راهنگ سبز چاپ و منتشر شده است.

و حالا اصل مقاله...

 

ازدواج موقت؛ راه چاره یا راه چاله! [1]

 

اگر می‌گوییم كه امروز به خاطر تهاجم فرهنگی و یا مشكلات ازدواج پیش روی جوانان، سن ازدواج بالا رفته(كه بالا رفته)، اگر می‌بینیم تهاجم غرب، رنگ جامعه اسلامی ما را تغییر داده(كه داده)، اگر قائلیم اسلام به عنوان آخرین نسخه الهی برای هدایت و سعادت بشر در هر زمان راه چاره ای معرفی كرده است(كه البته معرفی كرده)؛ باید برای مشكلات غیر قابل انكار امروزی دست به حل شد.

حقیقت ماجرا آن است كه بحث ازدواج موقت در ایران هر چند مدت یك بار توسط یكی از مسئولین از تریبون هایی غیر از صدا و سیما، پخش و كمی بعد به هر علت از همان طریق سركوب می‌شود.

شاید تاریخچه طرح علنی این مساله در ایران پس از انقلاب(برای حل مشكل نه تنها نظریه پردازی) به سال 1370 از سوی آیت الله هاشمی رفسنجانی بازگردد و پس از آن آیت الله ری شهری در دوره كاندیداتوری هفتمین دوره ریاست جمهوری این بحث را به میان اوردند و در سال 1386 مصطفی پورمحمدی وزیر کشور وقت در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه بار دیگر درباره لزوم ازدواج موقت «با هدف جلوگیری از فساد» صحبت كرد و بالاخره دكتر علی مطهری در یكی از برنامه‌های زنده تلوزیونی از ازدواج موقت برای حل بحران موجود در جامعه نام بردند اما نهایتاً تمام این تلاشها بعد از گذشت ناچیز زمانی به دست فراموشی سپرده شد... .

تجربه به خوبی نشان داده اگر مسئولین جمهوری اسلامی برای این معضل راهكاری درست دقیق و با برنامه نریزند غربیان برای حل این مشكل دست به كار خواهند شد.

مگر اكنون آنانكه كه بر كوس رفاقت‌ها و معاشرت‌های غرب نمون می‌كوبند، نتوانسته‌اند حرف خود را تا حدودی(در همین جامعه اسلامی و بافرهنگ ایران) به كرسی عمل بنشانند؟ متاسفانه چه بخواهیم و چه نخواهیم این یك مساله غیر قابل انكار است كه كه تبلیغات شوم از«آن سوی مرزها» باعث رنگباختگی جمع معتنابهی در جامعه ما شده است. این رنگباختگی از تغییر سبك خواستگاری(خیابانی شدن) تا برگزاری مراسم ازدواج(بر اساس الگو و تعرفه‌های غربی) و تا ریخته شدن قبح جدایی و متاركه در خانواده‌های تازه تشكیل(باز هم بر اساس خواست صاحب نظران غرب) كاملاً نمود دارد.

وقتی برای حل این معضلات بحث از پیشنهاد ازدواج موقت به میان می‌آید، می‌گویند: طرح مساله ازدواج موقت برای «شرایط خاص» است[2]!!! اما نمی‌گویند منظورشان از «شرایط خاص» چیست؟

الان آمارها گواه این است كه بسیاری از «ازدواج‌های دائم» در كلانشهر ها، «موقت» است. یعنی دو نفر كه با یكدیگر زندگی مشتركی را آغاز كردند بعد از مدتی مجبور به متاركه می‌شوند.

برخی به این بهانه با ازدواج موقت مخالفت می‌كنند كه: «ازدواج موقت باعث می‌شود زنان از نظر روحی آسیب ببینند»! ایا این امار‌ها و رفاقت‌های انكار ناپذیر باعث اسیب دیدگی زنان و مردان و از طرفی موجب استرس پس از ازدواج نیست؟

ای كاش می‌دانستیم ازدواج موقت چه عیب و ایرادی دارد كه متاسفانه امروزه در جامعه بسیاری_تعجب نكنید! بله بسیاری_ از دختران و پسران حاضرند رفاقت غیر شرعی و غیر قانونی و خلاف هنجارهای اجتماعی داشته باشند (كه باعث اثار جدی و گاه ماندگار روانی در دختران و پسران می‌شود) اما حاضر به ازدواج موقت(بنا بر قوانین و هنجارهای اجتماعی) نشوند؟

هزار نكته باریكتر ز مو اینجاست كه در برخی خانواده ها(تقریباً همه) والدین از وجود چنین رابطه ای كم و بیش در فرزندان خود مطلعند و از اسیب‌ها نیز هم... اما راهكار حل چنین مشكلی را نمی دانند و یا حاضر به پرداختن هزینه‌های مادی و معنوی درمان آن نیستند. در نتیجه با این مساله هم بسیاری مسائل دیگر با سیاست «این نیز بگذردی» و اینكه«این یك احساس است و خود به خود و با مرور زمان درست می‌شود» برخورد می‌كند.

بله درست می‌شود! اما به چه قیمت؟ آمار هایی كه به صورت رسمی همه ساله از ازدواج و طلاق علی الخصوص در شهر‌های بزرگ منتشر می‌شود گواه حقانیت این چاره جویی غربیان برای مسلمانان و از طرفی دلسوزی برخی مسئولین غافل و خدای نكرده غرب اندیشه است.

اما حیف كه امار‌های دقیق از ابراز شدن در رسانه‌ها شرم دارند و الا ارقام بیش از 80 درصدی رفاقت نامشروع نوجوانان دبیرستانی و جوانان در تیتر مطبوعات می‌رقصیدند: «كین منم طاوس علیین شده؛ چون با اسلام چپ شده همچین شده!!!»

اری شاید بتوان یكی از علل موفقیت این چاره جویی(بخوانید چاله جویی)رفاقتی! را طرح راهكار، از سوی غرب و برخی حامیان شرق و از سویی تن ننهادن به حل اساسی این معضل و نبود قاطعیت در اجرای فرمول اسلامی از سوی مسئولان دانست. حال اگر نظریه ازدواج موقت از غرب به شرق می‌امد همگان هلهله می‌كردند كه یافتیم یافتیم! حل مشكلات را یافتیم!!!

استاد مطهری_كه این ایام همه رسانه به ذكر لطایف سخن ایشان مشغول است_ در این باره می‌فرماید: «اگر طرح ازدواج موقت از غرب رسیده بود یكى از مترقى ترین طرحها در میان تجددمآبها تلقى مى‏شد»[3]

مخالفین رسمی شدن طرح ازدواج موقت می گویند: هر كس بخواهد ازدواج موقت كند خود آگاه و  ازاد است؛ ما نباید خود را به این «زحمت» بیاندازیم! كه باید گفت: در این صورت غربی‌ها به خود این «زحمت» را می‌دهند و از طریق فرهنگی كشور ما را استعمار خواهند كرد. امام خمینی در مورد نقشه كشی غربی‌ها و تنوع سیاست استعمار می‌فرمایند: «بیدار باشید! هوشیار باشید! مفسده جوها در كمینند، اجانب در كمینند. آنها نخوابیده‏اند، شما [هم‏] نباید بخوابید؛ شما باید هوشیار باشید. آنها مشغول نقشه هستند از طریقهاى مختلف، با فرمهاى مختلف‏...»[4]

شاید یكی از مشكلات موجود برای علنی و عمومی شدن ازدواج موقت و یا حساسیت جامعه برای این راهكار وجود لغت «موقت»(به معنای غیر دائم) و یا «متعه»(به معنای بهره‌وری) باشد و در این خصوص پیشنهاد می‌گردد: این نام‌ها را به «همزیستی صحیح» یا«رفاقت قانونی» تغییر دهند. شاید بشود مقداری از حساسیت‌های كاست. چرا كه برخی از ناآگاهان از تمام قوانین و مسائل ازدواج موقت، «موقت» بودن را دلیلی برای بی تعهدی این راهكار اسلامی می‌دانند. و می‌گویند: «تمام بهره در این نوع ازدواج برای مردان است و آسیب‌های روحی و... را زنان باید بپردازند.»

برخی بر این باورند كه اگر ازدواج موقت در جامعه باب شود افسار گسیختگی برای مردان به همراه خواهد داشت و ممكن است برخی از این مقوله سوء استفاده كنند.

 باید گفت: اولاً مگر از ازدواج دائم و یا هر مقوله دیگری سوء استفاده نكردند؟ و ثانیاً شما فكر می‌كنید اگر كسی بخواهد نسبت به زندگی خویش بی تعهد باشد آیا می‌توان وی را با قانون متعهد كرد؟! خوب است این دسته از نظریه پردازان (كه معمولاً از زنان جامعه هستند) دید خود را گسترده تر كرده و به عاقبت این تئوری پردازی‌ها و سرانجام نسل اینده بیشتر توجه كنند. ما با خیال مطمئن به این افراد كه ژست حمایت از كانون خانواده و نهاد حمایت از زنان به خود می‌گیرند می‌گوییم: ازدواج موقت برای متعهد كردن طرفین است و آنچه كه شما از آن فرار می‌كنید(یعنی بی تعهدی) دقیقاً همان چیزی است كه در اثر مخالفت با راهكار اسلامی ازدواج موقت در دامش افتاده اید!(دقت كنید)

این چه برنامه حمایت از خانواده ای است كه امروزه یك فرد می‌تواند در اداره و محل تحصیل و جامعه با هر فردی رابطه و تماس داشته باشد(بدون هیچ تعهد و مرزی) ولی تا از حریم بندی و مشروع گرایی سخن به میان می‌آید رگ «حمایت از زنان» این عده بلند می‌شود كه «به زن ظلم شد» و چه شد و چه شد!

سؤال دیگر ما از این عده این است كه آیا حالا كه ازدواج موقت در جامعه به شكل كامل باب نشده است زن ارزش و مقام خود را بدست اورده و هیچ سوء استفاده ای از شخصیت او نمی شود؟؟؟!!!

حال كه با تمام ابزار‌های خود، آگاهانه یا ناآگاهانه بر طبل غرب اندیشان كوبیده اید، غیر از بالا رفتن سن ازدواج، وجود چندین میلیون دختر و پسر معزب بالای 35 سال، سركوبی و بلاتكلیفی میلیونها زن بی سرپرست، نابودی آینده میلیونها فرزند یتیم و فرزندان طلاق، سیل خیابانی بی حجابی و فحشا، تجاوزات متعدد و گوناگونی بی تعهدی مردان و زنان به خانواده خود در اثر ریخته شدن قبح روابط نا مشروع در خانواده‌ها وموارد فراوان دیگر كه هر روز در جراید شاهد گوشه ای از آنان هستیم[5]، چه حاصل كرده اید؟(دقت كنید) عجبا كه هنوز بر راه غرب رونده اید! و هنوز هم با سماجت نسخه شفا بخش اسلام را انكار می‌كنید!

در ابتدای این گفتار آوردیم كه « اسلام به عنوان آخرین نسخه الهی برای هدایت و سعادت بشر در هر زمان راه چاره ای معرفی كرده است». یعنی در مورد شرایط جوانی كه بین 15 تا 24 سال قرار دارد و شرایط ازدواج دایم را ندارد ازدواج موقت(شما می توانید بخوانید رفاقت شرعی سالم) را معرفی كرده و طرفین را هم ملزم به پایبندی به این قوانین نموده است.

حال اگر هر یك از شما مخالفین، قائل است این حكم مربوط به «شرایط خاص» خود است این راهكار برای جامعه فعلی كارگشا نیست، و از طرفی هم ادعای درس و تحصیل و تخصص و «حمایت از خانواده» هم دارید، بیایید برای حل این مشكل چاره اندیشی كنید. دست شما هم باز است. از هر تئوریسین و نظریه پرداز شرق و غرب عالَم می‌توانید استفاده كنید. البته تضمینات لازم را هم به جامعه بشری و نسلها بدهید كه مبادا بر اساس نسخ شما كسی متضرر شود.(همانگونه كه میلیونها نفر در طی سالهای متمادی ضرر‌های غیر قابل جبرانی از این طرز «حمایت» شما! دیده اند)

هر قدر دوست دارید سمینار و همایش با هر كس كه خواستید برپا كنید؛ مشروط به اینكه در پایان مشكل امروز جامعه را حل كنید. نه اینكه دور هم بنشینید و از مزایا و نگرانی‌های ازدواج موقت و پیشگویی‌های كارنشناسانه صحبت كنید و شما از همایش برخیزید و مشكلات همچنان در جامعه ریشه دوانده باشد!

این گوی و این میدان!



[1] . محمد زندی دلگشا_ دانشكده علوم حدیث

[2] . امین‌حسین رحیمی، عضو هیات رییسه کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس

[3] . مجموعه‏ آثاراستاد  شهید مطهرى    ج‏19    59

[4] صحیفه امام    ج‏6    271

[5] . برای نمونه در اینجا تنهد به گوشه ای اشاره می شود: راهنگ سبز به نقل از روزنامه رسالت: رییس انجمن آسیب های اجتماعی از تشکیل 5200 پرونده قضایی در کشور در مورد رابطه جنسی برادر با خواهر و پدر با دختر خبر داده است.دکتر یگانه به این روزنامه می گوید: "درحال حاضر چهارهزارپرونده درخصوص تجاوز برادر به خواهر و 1200 پرونده درخصوص تجاوزپدربه دختردردست بررسى است

 




دوشنبه 30 فروردین 1389

كدام جشن كدام مراسم؟!

دوشنبه 30 فروردین 1389

نوع مطلب :

به نام خدا

در پی بحث هایی كه در وبلاگ خانم نجفی راغب در مورد چارشنبه سوری به وجود امده بود ایشان به اشكال من پاسخ دادند و پاسخ زیر پاسخ دوم ایشان است.

كه مطمئنم از متن زیر ناراحت نمی شوند و پاسخی منطقی ارائه خواهند كرد.

 

كدام جشن؟ كدام مراسم؟![1]

شاید اگر سركار خانم نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان نبودند و یا مساله به اجرای مراسم چهارشنبه سوری و 13 فروردین ختم می شد و بحث خرافه مطرح نبود، پرداختن به این مساله در این حد، اهمیتی نداشت.

اما امروز ایشان عضوی فعال در این شورا هستند كه گه گاه در كنار سفرهای خارج و داخل در رابطه با كار شورای شهر همدان، نظرات شاذ و نادری در مورد مسائل اجتماعی و فرهنگی ارائه می كنند. و از طرفی هم مساله به از روی اتش پریدن و سبزه گره زدن ختم نمی شود

این عضو محترم شورای اسلامی شهر همدان در یادداشت روز چهارشنبه آخر سال 88در وبلاگ خود در مورد برخورد و راهكار مواجهه با این خرافه بی اساس( چهارشنبه سوری) می گوید:

«اگر سالها به جای تلاش برای حذف این جشن باستانی و مردمی، به اجرای درست و شادی آفرین مراسم همت گماشته می شد و صداوسیما  مرتبا به  جای نهی از منکر! و اصراری بیهوده مبنی بر عدم برگزاری جشن توسط مردم، به معرفی درست این جشن و آیین های شاد آن می پرداخت، امروز شاهد مراسمی واقعا در خور یک ایرانی با تمدنی هزاران ساله بودیم».

 

در مورد این روز نظرات مختلفی وجود دارد، یعنی در مورد نحوه اجرای مراسم! برخی می گویند چهارشنبه سوری باید ترقه بازی كرد و آتش بازی كرد باید آتش درست كرد و از روی آن پرید آخه نیاكان ما اینچنین كاری می كردند! آنان از روی آتش می پریدند و «سرخی تو از من و زردی من از تو» می گفتند!

خوشبختانه رسانه ملی مخصوصاً در چند سال اخیر گزارشات و برنامه های مناسبی در مورد مضرات و آسیب های جدی این نوع مراسم پخش كرده است. كه عمدتاً در بر دارنده بعد زیان های جسمی و خطرات جانی و مالی مراسم بوده. همین باعث شده برخی افراد ساده انگار خیال كنند تنها این بعد از مراسم است كه منفی است. پس می توان با حذف این بعد مراسم چهارشنبه سوری خوب و شادی افرینی داشت. سركار خانم مهرنوش نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان و وكیل دادگستری در آخرین پست وبلاگ خود وظیفه صدا و سیما و كلاً رسانه ها را در مورد شب چهارشنبه سوری را(كه البته مقاله ایشان تنها و تنها بهانه ای برای نگارش این مقاله توسط من بود) اینگونه می شمارد:

 اما درست ماجرا این است كه سوزش در آتش و از دست دادن چشم و شنوایی و دست و پا در آستانه عید سعید باستانی تنها و تنها بخش كوچكی از معایب این مراسم است كه تقریباً همه ما با این بخشش آشنایی داریم.

ای كاش این عضو محترم شورای اسلامی شهر همدان كمی از فلسفه آتش درست كردن(كه قطعاً جزء لاینفك این مراسم است) با خبر می بودند. یا از خودشون در مورد علت نام گذاری چهارشنبه اخر سال به این روز یا به قول ایشون «این جشن باستانی و مردمی» سؤال می كردند. یا حد اقل كمی از مراسمی كه خوشون اجرا كرده اند و پیشنهاد هم می كنند كه صدا و سیما به جای نهی از منكر انان  را ترویج كند را در وبلاگ خود به همراه علت ان مراسم بیان می كردند تا ما هم از سردر گمی بیرون می آمدیم.

مساله اینجاست كه ماجرا د راینجا ختم نمی شود و زمانی هم كه به ایشان یاداوری می شود می گویند:

«این مراسم با هر فلسفه ای که بوده باشد[?!] با وجود اینکه سالهاست برای عدم برگزاری آن تلاش شد) اما امروز می بینیم که هنوز به صورت گسترده توسط خود مردم در همه ی شهرها و روستاها برگزار می شود. و حتی تا چند سال پیش با شدت تمام از برگزاری این مراسم جلوگیری می شد تا همین ۴ یا ۵ سال پیش در همدان بلوار ارم را می بستند که مردم برای برگزاری مراسم تجمع نکنند. اما امروز به دلیل ناکارا بودن آن ایده، ممانعت خاصی در این مورد از سوی نیروی انتظامی دیده نمی شود[?!]

باید گفت اگر ممانعتی از سوی نیروی انتظامی در این راستا شكل گرفته باشد برای اجرای «جشن و مراسم پیشواز!» نبوده است.

حتما شما كه خود به عنوان یك مسئول كه در همدان حضور دارید، مطلعید كه چه تعرضات و مفاسدی در این تجمعات رخ می دهد. (كه در این كوتاه مجال پرداختن به ان نیست.) حضور نیروی انتظامی در این اماكن صرفاً برای جلوگیری از این مفاسد است.

كی و كجا  دیده شده این نیرو با كسی كه در حال عبور از خیابان و یا اجرای جشنی درست و معقول است برخورد كند؟! نیروی انتظامی وظیفه اش برخورد با سالبان آسایش مردم است و خدا نكند كه روزی «ممانعت خاصی از سوی آنان در این راستا دیده نشود!»

ایشان در ادامه راهكار فرهنگی خود برای مراسم خرافی چهارشنبه سوری اذعان می كنند:
«حال که برگزاری این مراسم با عنوان جشنی قدیمی و با بهانه ی پیشواز عید نوروز و سال نو از سوی مردم صورت می گیرد و حذف آن هم موفقیت امیز نبود، پس بهتر است که این مراسم هدایت شود. به این سمت که ایده های غلطی همچون ترقه و ... حذف شود نه اینکه کل جشن را حذف کنیم»در هر صورت مردم نیاز به شادی دارند.
Bottom of Form

از اتهام وارد كردن به نیروی انتظامی كه بنا بر شواهد و امار اقدامات وسیعی برای جلوگیری از این مراسم مردم ازاری  چهارشنبه سوری كه بگذریم آیا می توان اقدامات صدا و سیما مبنی بر جلوگیری از اسیب های لا اقل جانی و فرهنگی این مراسم را نادیده گرفت؟ آیا این خود «هدایت» محسوب نمی شود؟!

اینكه «مردم نیاز به شادی دارند» حرف كاملاً درست و متینی است.اما شادی هم باید همراه با مبنای عقلایی باشد. این چه شادی است كه این همه خسارات برای خود افراد و دیگریان به بار می آورد.!

اگر چه خود ایشان در این یادداشت اشاره كرده اند كه باید « ایده های غلطی همچون ترقه و ... حذف شود» (كه این اشاره از ایشان جای تقدیر دارد) اما باید یاداور شد كه كل مراسم آتش بازی و چارشنبه آخر سال «ایده غلط» هستند و هیچ مبنای عقلایی ندارد.

نمی دانم چرا این دسته از افراد و مسئولین اینقدر متحجر هستند؟ اما تحجر از نوع مدرن و سوپر 2000!  به نظر شما اگر از فلسفه و یا علت انتخاب روز «چهارشنبه سوری» و یا «سیزده به در باستانی!» و پریدن از روی آتش در «مراسم شادی افرین» را بپرسی چه پاسخی خواهند داد؟ علت سمنو پختن و سبزه گره زدن را بپرسی چطور؟!!

واقعاً جای لذت و افتخار دارد كه انسان زمانی كه در مورد این مراسم و مراسم های مشابه به سراغ منابع اسلامی می رود می بیند چقدر زیبا، امامان ما در هر زمانی مردم را از خرافه پرستی منع فرمده اند. برای نمونه در اینجا فرمایش استاد مطهری را در همین مورد عیناً نقل می كنم كه فرمودند: «ما چند روایت داریم كه مربوط به زمان حضرت هادى است چون عصر ایشان بیشتر عصرى بوده است كه نجوم احكامى آمده است و این حرفها را سؤال مى‏كرده‏اند. احمد دقّاق بغدادى گفت: «كَتَبْتُ الى‏ ابِى الْحَسَنِ الثّانى أسْئَلُهُ عَنِ الْخُروجِ یَوْمَ الْارْبَعاءِ لایَدورُ» از امام هادى از چهارشنبه آخر ماه سؤال كردم.

. فرمود: هركسى كه به رغم مردمى كه این جور فكر مى‏كنند و فال بد مى‏زنند مخصوصاً روز چهارشنبه آخر ماه (یا آخر سال) بیرون برود یعنى به خدا توكل كند، خداوند در ازاى این توكل و این مخالفت با اهل تطیّر، او را از هر آفت و بیماریى حفظ مى‏كند.[2]

انسان زمانی بیشتر تعجب می كند كه در ابتدا فكر می كند این نوع افكار متعلق به قشر غیر فرهنگی! و یا پایین شهر جامعه است. اما با گذری به بخش بالا شهر جامعه و به اصطلاح فرهنگی نشینان جامعه انسان می بیند انان هم در سادگی دست كمی از پایین شهر ندارند.. فقط با وسایل پیشرفته تری كارهای ساده لوحانه انجام می دهند. اما در عمق عمل تفاوتی بین بالا و پایین نشینان مشاهده نمی گردد.

آورده اند كه: روزی دراز گوشی چشمش به اسبی افتاد. دستش را به روی دستش زد و با آهی حسرت‌آمیز گفت: ای كاش من هم تحصیلاتم رو ادامه می دادم!

در پایان امیدوارم این مسئول محترم و تمام اعضای جامعه فرهنگی همدان از این پس با دقت بیشتری به نقد و انتقاد مسائل موجود جامعه بپردازند و از موجی كه می رود ما را ناخواسته پیرو سنت های نادرست گذشتگان نماید پیاده شوند مبادا كه مصداق آیه قران كه می فرماید: و چون به آنان]كه تفكر نمی كنند و نادانسته دنبال سنت های گذشتگان خود می روند[ گفته شود: به سوى آنچه خدا نازل كرده و به سوى پیامبر [ش‏] بیایید، مى‏گویند: آنچه پدران خود را بر آن یافته‏ایم ما را بس است.[3] قرار گیریم.

ان شاء الله

 



[1] . محمد زندی دلگشا

[2]. مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى، ج‏25، 409

[3] مائده؛ 104




دوشنبه 30 فروردین 1389

خسارت تعطیلات از خسارت مواد مخدر كمتر نیست!

دوشنبه 30 فروردین 1389

نوع مطلب :

 

 

خسارت تعطیلات از خسارت مواد مخدر در كشور كمتر نیست!

 

تقویم ایرانی در سالهای اخیر یکی از پر تعطیلی ترین تقویم های دنیا بوده است. این تعطیلات علاوه بر 52 روز تعطیل عرفی ( روزهای جمعه ) بالاتر از 20 روز تعطیلی دیگر دارد که اغلب به مناسبتهای مذهبی و ملی وابسته اند .

این میزان تعطیلات به صورت متوسط (75 روز ) نزدیک به 3 برابر تعطیلی های رسمی و مناسبتی در کشورهای پیشرفته ی دیگر است . دغدغه کاهش تعطیلات در ایران دغدغه ای بوده است که هر از چند گاه به صورت موضعی مطرح می شده و همواره در مقام اجرایی ناکام مانده است .

 

تا انجا كه مقام معظم رهبری در یكی از خطبه های نماز جمعه بعد از تعطیلات نوروز فرمودند:

« این تعطیلات طولانى و بى‏دلیل، هیچ منطق عقلایى ندارد. وضع خوبى نیست كه اوّلِ سال، روزهاى متوالى - گاهى دو هفته و گاهى بیشتر - همه چرخهاى فعّالیت در كشور از حركت بیفتد. خلاف مقرّرات هم هست، طبق مقرّرات تعطیلیها محدود است. ما در ایّام سال، تعطیلى زیاد داریم كه این به زیان كشور است. در بعضى از كشورهاى دنیا، طبق فهرستى كه مشاهده مى‏كردم، همه تعطیلات رسمى در طول سال از پنج، شش روز تجاوز نمى‏كند. لكن ما تعطیلیهایمان بسیار زیاد است... آن‏هم در آغاز سال. بالاخره در اوّلِ سال، اوّلِ یك دوره جدید مالى و كارى است. توصیه مؤكّدِ بنده این است كه هم مسؤولین و هم آحاد مردم عزیزمان تصمیم بگیرند این تعطیلات را كم كنند. این همه تعطیلاتِ پى‏درپى، زیانهایى به بار مى‏آورد كه هر چند در اوّل كار محسوس نیست، لكن نتایج آن براى همه زیانبار است.»

 

 بحث میزان خسارت اقتصادی حاصل از این حجم تعطیلات مبحث دیگری است که گهگاه مورد بررسی کارشناسان اقتصادی قرار گرفته است و معمولا همین کارشناسان بوده اند که در موافقت قطعی با کاهش تعطیلات در تقویم ایرانی بارها سخن رانده اند ، یکی از کارشناسان اقتصادی چند ماه پیش طی جلسه ای در هیات دولت گفته بود : درصورت کاهش حتی پنج روز(دقت كنید فقط پنج روز) از تعطیلات رسمی کشور بیش از هفت هزار میلیارد ریال از هزینه های دستمزدی که بابت روزهای تعطیل رسمی به اقتصاد کشور تحمیل می شود کاسته خواهد شد.  این در حالی است كه تمام خساراتی كه مواد مخدر در سالهای گذشته به كشور وارد كرد ده هزار میلیارد تومان اعلام شده است. با یك ضرب و تقسیم ساده متوجه می شویم كه زیان های تعطیلات كمتر از مضرات مواد مخدر نیست. اما زیان مواد مخدر محسوس است و زیان تعطیلات نامحسوس! البته اگر آسیب های دیگری مانند سوانح جاده و ... را هم معلول این تعطیلات پیاپی بداینم خسارات تعطیلات به مراتب بیش از مواد مخدر خواهد بود.

 

  در مقابل اینگونه نظرات کارشناسان ، صاحبنظران اجتماعی نظری کاملا دیگر گونه دارند . از آنجایی که میزان نرخ شادابی در جامعه ی ایران به گونه ای نزولی ، طی چند سال اخیر کاهش عمده داشته است. آنان معتقدند که میزان تعطیلات می تواند تاثیر مطلوبی در میزان شادابی جامعه داشته باشد . این كارشناسان محترم نگفتند كه چرا كشورهایی كه ساعات كار مفیدشان بیشتر از ایرانیان است، كمتر از ایرانیان دچار افسردگی می شوند؟ و ایا خود تعطیلی فراوان باعث یاس از كار كردن و نا امیدی برای برنامه ریزی و نتیجتاً افسردگی نیست؟

 

امام راحل در تاریخ 16 مرداد سال 58 آخرین جمعه ماه مبارك رمضان را به عنوان روز قدس اعلام كردند. حال پیشنهاد می شود كه دولت محترم اگر می خواهد روزی را هم به نام روز طبیعت نامگذاری نماید جمعه اول بعد از تعطیلات را به نام روز طبیعت بنامد تا هم از هزینه های تحمیلی وجود تعطیلی كاسته گردد و هم سیزده فروردین از مظلومیت! خارج شود و مردم عزیز به طبیعت بروند و از نعمت طبیعت خدادادی استفاده كنند. ممكن است كسی ملت را متهم كند كه اگر تعطیلی ها كم شود مردم اعتراض خواهند كرد. دكتر علی مطهری در این زمینه می گوید: «ملتی كه رشدش به این میزان رسیده باشد كه چنین انقلاب عظیمی را برپا كند قطعا مبارزه با خرافات برای او سخت نخواهد بود. نوروز از آن جهت كه یك انتخاب مناسب برای آغاز سال است و بهترین روزهای سال برای گردش و تفریح و دید و بازدید انتخاب شده است، افتخاری است برای ایرانیان، ولی باید از خرافاتی مانند چهارشنبه‌سوری كه بر پایه آتش‌پرستی است و سیزده‌بدر كه بر پایه نحوست ایام است و هیچ مبنای عقلی ندارد زدوده شود.»

 

اما این كار هم نیاز به فرهنگ سازی و كار كاشناسی شده دارد كه امید است دولت محترم بنا به فرمایش مقام معظم رهبری و كارشناسی كه انجام می دهد از پس این مساله به خوبی برآید.

 

 




چهارشنبه 26 اسفند 1388

چهارشنبه مظلوم

چهارشنبه 26 اسفند 1388

نوع مطلب :

 

به نام خدا

دیشب چهارشنبه بی گناه آخر سال بود

در مورد این روز نظرات مختلفی وجود داره، یعنی در مورد نحوه اجرای مراسم! برخی می گویند چهارشنبه سوری باید ترقه بازی كرد و آتش بازی كرد باید آتش درست كرد و از روی آن پرید آخه نیاكان ما اینچنین كاری می كردند! اونها از روی آتش می پریدند و «سرخی تو از من و زردی من از تو» می گفتند!

خوشبختانه رسانه ملی مخصوصاً در چند سال اخیر گزارشات و برنامه های مناسبی در مورد مضرات و آسیب های جدی این نوع مراسم پخش كرده است. كه عمدتاً در بر دارنده بعد زیان های جسمی و خطرات جانی و مالی مراسم بوده. همین باعث شده برخی افراد ساده انگار خیال كنند تنها این بعد از مراسم است كه منفی است. پس می توان با حذف این بعد مراسم چهارشنبه سوری خوب و شادی افرینی داشت. سركار خانم مهرنوش نجفی راغب عضو شورای اسلامی شهر همدان و وكیل دادگستری در آخرین پست وبلاگ خود وظیفه صدا و سیما و كلاً رسانه ها را در مورد شب چهارشنبه سوری را(كه البته مقاله ایشان تنها و تنها بهانه ای برای نگارش این مقاله توسط من بود) اینگونه می شمارد:

«اگر سالها به جای تلاش برای حذف این جشن باستانی و مردمی، به اجرای درست و شادی آفرین مراسم همت گماشته می شد و صداوسیما  مرتبا به  جای نهی از منکر! و اصراری بیهوده مبنی بر عدم برگزاری جشن توسط مردم، به معرفی درست این جشن و آیین های شاد آن می پرداخت، امروز شاهد مراسمی واقعا در خور یک ایرانی با تمدنی هزاران ساله بودیم. »[1].

 اما درست ماجرا این است كه سوزش در آتش و از دست دادن چشم و شنوایی و دست و پا در آستانه عید سعید باستانی تنها و تنها بخش كوچكی از معایب این مراسم است كه تقریباً همه ما با این بخشش آشنایی داریم.

ای كاش این عضو محترم شورای اسلامی شهر همدان كمی از فلسفه آتش درست كردن(كه قطعاً جزء لاینفك این مراسم است) با خبر می بودند. یا از خودشون در مورد علت نام گذاری چهارشنبه بی چاره اخر سال به این روز یا به قول ایشون «این جشن باستانی و مردمی» سؤال می كردند. یا حد اقل كمی از مراسمی كه خوشون اجرا كرده اند و پیشنهاد هم می كنند كه صدا و سیما به جای نهی از منكر انان  را ترویج كند را در وبلاگ خودشون به همراه علت ان مراسم بیان می كردند تا ما هم از سردر گمی بیرون می آمدیم.

نمی دانم چرا این دسته از افراد و مسئولین(كه البته تحصیلات عالیه هم دارند) اینقدر متحجر هستند؟ اما تحجر از نوع مدرن و سوپر 2000!  به نظر شما اگر از ایشان فلسفه و یا علت انتخاب روز «چهارشنبه سوری» و یا «سیزده به در باستانی!» و پریدن از روی آتش در «مراسم شادی افرین» را بپرسی چه پاسخی خواهند داد؟ علت سمنو پختن و سبزه گره زدن را بپرسی چطور؟!!

واقعاً جای لذت و افتخار دارد كه انسان زمانی كه در مورد این مراسم و مراسم های مشابه به سراغ روایات می رود می بیند چقدر زیبا روح روشنفكری بر احادیث ما حاكم است. برای نمونه در اینجا فرمایش استاد مطهری را در همین مورد عیناً نقل می كنم كه فرمودند: «ما چند روایت داریم كه مربوط به زمان حضرت هادى است چون عصر ایشان بیشتر عصرى بوده است كه نجوم احكامى آمده است و این حرفها را سؤال مى‏كرده‏اند. احمد دقّاق بغدادى گفت: «كَتَبْتُ الى‏ ابِى الْحَسَنِ الثّانى أسْئَلُهُ عَنِ الْخُروجِ یَوْمَ الْارْبَعاءِ لایَدورُ» از امام هادى از چهارشنبه آخر ماه[2] سؤال كردم.

. فرمود: هركسى كه به رغم مردمى كه این جور فكر مى‏كنند و فال بد مى‏زنند مخصوصاً روز چهارشنبه آخر ماه (یا آخر سال) بیرون برود یعنى به خدا توكل كند، خداوند در ازاى این توكل و این مخالفت با اهل تطیّر، او را از هر آفت و بیماریى حفظ مى‏كند.» [3]

انسان زمانی بیشتر تعجب می كند كه در ابتدا فكر می كند این نوع افكار متعلق به قشر غیر فرهنگی! و یا پایین شهر جامعه است. اما با گذری به بخش بالا شهر جامعه و به اصطلاح فرهنگی نشینان جامعه انسان می بیند انان هم در سادگی دست كمی از پایین شهر ندارند. و متاسفانه بالای شهری ها دست كمی از پایین شهری ها ندارند. فقط ماشین های مدل بالاتر سوار می شوند و ساختمان مجلل تر دارند.

آخه می گن: یه روز یه دراز گوش چشمش به یه اسب افتاد. دستش رو روز دستش زد و با آهی حسرت‌آمیز گفت: ای كاش من هم تحصیلاتم رو ادامه می دادم!

من علاقمندان و عزیزان روشنفكر، به این نوع مباحث را به كتاب پانزده گفتار استاد مطهری مقاله دفاع از سیزده ارجاع می دهم.

و السلام

محمد زندی دلگشا



[1] . مهرنوش نجفی راغب(عضو شورای اسلامی! شهر همدان)؛ وبلاگ نقطه سرخط.

[2] . همین چهارشنبه سوری!

[3] . مجموعه‏آثاراستادشهیدمطهرى    ج‏25    409




  • کل صفحات: 8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...