تبلیغات
محدث - مطالب محمد زندی دلگشا
دوشنبه 18 فروردین 1393

مشکلات و چالش‌های دولت در اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها

دوشنبه 18 فروردین 1393

نوع مطلب :


 

برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال نود و دو با برخی از وعده‌ها و سخن‌های اقتصادی که کاندیداها همواره در فرصت‌های انتخاباتی خود به مردم شریف ایران ارائه می‌دانند همراه بود. ازجمله این وعده‌ها، وعده به ادامه راه صحیح هدفمندی یارانه‌ها بود با کسر کاستی‌ها و افزایش مزایای اجرایی این طرح مانند بها دادن به بخش تولید و پرداخت سهم تولید از این محل... .

پس از به کار آمدن دولت محترم تدبیر و امید این نوید در دل‌ها آمد که اجرای طرح‌های اقتصادی دولت، رونقی در بازار کسب‌وکار و شکوه و عظمتی در خورد توجه در بُعد اقتصاد کشور پدید آورد. ارائه لایحه مهم بودجه کشوری و ثبات نسبی قیمت‌ها در سال نود و دو موید این مطالب است. اما دولت تدبیر و امید در اقدامی مهم بنا دارد تا در ابتدای سال نود و سه بر اساس تبصره ماده 21 قانون بودجه 93 اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها را به شکل جدی تری کلید بزند و با اصلاح ساختاری در دو مرحله تخصیص و توزیع این مبلغ کلان را به شکل مناسب تری در جامعه هدف، پرداخت نماید. مسئولان دولت تدبیر و امید با شمردن سهم کم تولید در فاز اول هدفمندی یارانه‌ها و نیز اخذ یارانه توسط اموات و گذشتگان را از جمله موارد الزام اجرای فاز هدفمندی یارانه‌ها بر می‌شمرند و با تکیه به اختیاراتی که در مقررات از جمله تبصره ماده 21 قانون هدفمندی یارانه‌ها دار‌ند به مردم در این خصوص وعده‌های اقتصادی قابل‌توجهی ارائه داده‌اند که باید ببینیم این وعده‌ها تا چه اندازه شفاف و از آن مهم تر تا چه حد قابل‌اجرا در حدود اختیارات قانونی و استطاعت دولت محترم می‌باشد.

پس از اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها در کشور انقلاب انرژی پدید آمد و می‌رفت تا ایران را در جایگاه واقعی از این جهت برساند. کاهش چشم‌گیر مصرف بنزین و سایر حامل‌های سوختی مثال‌های خوبی برای اثبات این ادعا هستند. اما پس از آنکه مجلس محترم با اجرای مرحله دوم یارانه‌ها در زمان دولت گذشته مخالفت کرد آن مصرف سوخت که به مقدار قابل‌توجهی کاهش یافته بود افزایش دوباره یافت و اکنون یکی از ضرورت‌های مهم کشور اجرای مرحله دوم یارانه‌ها است.  که  اگر نگوییم برای اجرای آن دیر هم شده است اقدام مهمی در این راه باید شکل گیرد.

اما بدیهی است اجرای چنین طرح عظیم و دقیقی در شرایط کنونی دقت مضاعفی می‌طلبد. قطعاً و یقیناً دولت‌مردان در اجرای این فاز نهایت دقت را خواهند نمود تا اینکه این اموال و سرمایه‌های عمومی کشور هم عادلانه (نه لزوماً مساوی) بین افراد جامعه تقسیم گردد و هم بهبود وضعیت معیشت مردم علی‌الخصوص قشر کم‌درآمد که مورد توجه مقام معظم رهبری هم هست را در بر بگیرد.

با این حال به نظر می‌رسد راهی که دولت محترم برای اجرای فاز دوم هدفمندی در پیش‌گرفته خالی از ابهاماتی نیست که در ذیل به برخی از آن اشاره خواهیم نمود:

 شروطی که در مقررات و نظامات دولتی و مصاحبه دولت‌مردان با رسانه‌ها برای دریافت یارانه در مرحله دوم بیان می‌گردد عبارت‌اند از: الف نیاز. ب. ثبت‌نام.

در واقع دولتیان با این دو فاکتور خواسته‌اند بی‌نیازان از یارانه و انصراف دهندگان از ادامه دریافت یارانه را از دایره یارانه خارج سازند. اما با توجه به تجربه‌هایی که در ماه‌های اخیر بر سر بحث سبد کالا و مغایرت 100 در 100 بین آنچه اتفاق افتاد با آنچه در آیین‌نامه سبد کالا بود نمی توان به سادگی از کنار این مساله گذشت.

انصراف داوطلبانه مردم از دریافت یارانه‌ها هم کمی خوش بینی است. البته همواره در هر جامعه‌ای _ علی‌الخصوص جامعه فداکار و مذهبی و نوع دوست ما_ افرادی هستند که برای اهداف اخلاقی و ... از حتی نان شب خود هم می‌گذرند تا هم نوع ایشان در آسایش باشد (مانند نمونه‌های فراوانی که در سال‌های دفاع مقدس دیدیم و ایثارهای فراوانی که کم و بیش از رسانه‌ها می‌شنویم) لکن باید پذیرفت که این تعداد کم آن‌قدر نیستند که تکافوی اهدافی که در ادامه خواهیم گفت را بدهند. ضمن آنکه پیش از این در دولت قبل این اقدام انجام شد و طبق اعلام رسانه‌ها تنها 950 سرپرست خانوار از دریافت یارانه انصراف دادند! پس اینکه ما به امید انصراف و خود اظهاری افراد متمول در جامعه بنشینیم کمی خوش‌باوری است.

حتی ممکن است گفته شود که بر اساس مقررات این موضوع افرادی که اطلاعات نادرست ارائه کنند، سه برابر یارانه دریافتی جریمه خواهند شد. پاسخ این اشکال همان است که رییس محترم دولت در مصاحبه خود با مردم بیان نمودند:

«ما نه یك سیستم مالیاتی دقیق در كشور داریم تا  ثروت ثروتمندان شفاف باشد و نه یك سیستم جامع تأمین اجتماعی تا فقرا مشخص شوند.»

از طرفی با توجه به احکام اسلامی اگر کسی ده میلیون تومان در آمد داشته باشد و یازده میلیون تومان مخارج زندگی او باشد این شخص نیازمند شرعی است. حال چگونه دولتیان می‌خواهند باملاحظه منزل مسکونی و مبلغی پول در بانک‌ها و ... (که از مستثنیات دِین محسوب می‌گردد) نیازمندان را تشخیص دهد و به باقی جامعه یارانه بدهد؟

از مشکلات شناسایی جامعه هدف که بگذریم به بحث تخصیص و تأمین اعتبار می‌رسیم.

گفتیم که یکی از عمده علل اجرای فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها این است که دریافت یارانه‌ها به شکل کنونی جامعه فراوانی را در بر می‌گیرد و دولت نمی‌تواند اعتبارات لازم را برای پرداخت این مبلغ در هر ماه فراهم سازد. پس اگر وضع به همین منوال ادامه یابد لاجَرم ناچار است از تدابیر دیگر مانند استقراض از بانک مرکزی یاری جوید.

این استدلال خلاصه‌ای از گفتارهای رسانه‌ای دولت بود که در این ایام کراراً ایشان با مردم در میان گذاشته‌اند. اما با توجه به اینکه دولت بر طبق مقررات بایستی اعتبار ایجادشده از انصراف یا شناسایی متمولین جامعه را به اموری مانند بیمه و بخش درمان و راه و شهرسازی و کشاورزی و بهبود فضای کسب‌وکار کشاورزان و ... نماید هم‌خوانی ندارد. چرا اگر دولت محترم می‌خواهد در این فاز سهم خانوارهای نیازمند را از یارانه را افزایش دهد و ادعا می‌کند برای تأمین این بخش از اعتبار با مشکل مواجه است چگونه روی انصراف عده‌ای قلیل و شناسایی بدون مبنا از اموال شهروندان حساب باز کرده است و بنا دارد سهمی از آن را هم به درمان و ... اختصاص دهد؟؟؟!

اگر تأمین این مبلغ برای دولت دارای دشواری است پس چگونه می‌توان سهمی از آن را به بیمه و کشاورزی اختصاص داد؟ و در راه بهبود وضعیت معیشت مردم قدم برداشت؟

همان‌گونه که می‌دانیم شناسایی و آمار از جمله فاکتورهای مهم برنامه‌ریزی کلان در مسائل اقتصادی به شمار می‌رود. با توجه به عدم وجود تخمین قریب به صواب و حتی آزمایش ناموفق انصراف داوطلبانه از یارانه، در شرایطی که حتی خود مسئولان هم اطلاعات دقیقی از عواقب و آمار دارند اجرای این فاز را که همراه با قول و قرارهای متعدد بین مردم و مسئولین بوده است را با مشکل جدی مواجه خواهد ساخت.

در همین راستا به مصاحبه یکی از دولتیان اشاره می‌کنم که در ضمن تبیین شروط تعلق یارانه گفته بودند:

پرداخت نقدی تنها به کسانی متوقف می‌شود که یا پردرآمد باشند و ثبت‌نام نکنند یا نیازمند باشند و ثبت‌نام نکنند که فکر می‌کنم این افراد زیاد باشند. (طیب نیا به نقل از تابناک)

که این عبارت حاکی از آن است که مسئولین تخمین و اطلاعات دقیقی از انصراف دهندگان احتمالی و متمولین جامعه ندارند.

ممکن هم هست بگویید اکنون جمعیتی بیش از جمعیت رسمی موجود در کشور در حال گرفتن یارانه‌ها هستند و چه بسا افرادی که در روستاهای دوردست فوت‌شده باشند و یارانه هنوز به آنان تعلق می‌گیرد. (اکبر ترکان به نقل از سایت الف)

در اینجا چند سؤال مطرح می‌گردد:

می دانیم که دولت دارای آمار واحد از افراد جامعه است و اگر حیات و ممات کسی در وضع کنونی برای دولت قابل‌تشخیص نباشد از کجا معلوم این اموات بعداً مجدداً در صف قرار نگیرند؟

آیا ساختار تشخیصی دولت اصلاحی یافته که بر اساس آن در طرح آتی بتواند این اموات را از احیا و اموات بعدی متمایز نماید؟

اگر دولت قادر به تشخیص مرگ افراد جامعه نیست (فرضاً در روستا مرحوم شده و در آنجا دفن شده) و چنین فردی هنوز یارانه می‌گیرد، و دولت هم هنوز متوجه نشده که او به رحمت خدا رفته تا یارانه وی را قطع کند، پس از کجا می‌داند ما در جامعه جه تعداد مرده‌ای داریم که یارانه می‌گیرد و می‌خواهد آنان را از آمار کسر کند؟

قاعدتاً تشخیص همین امر هم مستلزم آماری است که اگر دولت این آمار را داشت باید از آن استفاده می‌کرد و یارانه این افراد را قطع می‌کرد.

نکته بعدی اینکه با توجه به اینترنتی بودن ثبت‌نام‌ها در این دوره چه تضمینی هست که دولت ایشان را غربال شده دریافت کند؟ خب اگر کسی بوده که تاکنون فوت‌شده و اطرافیان یارانه او را می‌گیرند (که گفتیم اطلاع دولت از این آمار امکان ندارد) دوباره این فرد فوت‌شده در سایت اقدام به ثبت‌نام خواهد نمود و چون دولت از فوت او خبر ندارد باز هم یارانه به وی تعلق خواهد گرفت!

چه بسا فردی با ماهی چند میلیون تومان فقیر و نیازمند باشد و شخصی با مستمری اندک متمول!

مسئله دیگر نکته‌ای است که علاوه بر اهمیت و ظرافت از توجه کمتری برخوردار شده است.

 ما باید در اجرای این‌گونه طرح‌های اقتصادی توجه کنیم تا مبادا ناخواسته عزت و کرامت کسی از بین رود. اگر چه قانون‌گذار در قوانین به ناچار برای رساندن بار معنایی مورد نظر خود لفظ نیازمند را به کار بده است، اما هیچ لزومی به استفاده مکرر این لغت در رسانه‌ها توسط دولتیان وجود ندارد و این لغت نه تنها از جمعیت یارانه بگیران جامعه نمی‌کاهد بلکه لوازم اصلی اجرای طرح‌های جامع اقتصادی که همانا صداقت باشد را از جامعه خواهد زدود تا آنکه که رییس محترم مجلس هم دراین‌باره نکاتی را بیان داشتند:

«خیلی از افراد جامعه هستند كه نیازمند یارانه هستند ولی شكل زندگی‌شان هم این طور نیست كه بگویند ندار هستیم. نباید حتما یك مارك نداری به آن‌ها بزنیم تا یارانه بدهیم . یا آن وجه دیگری كه گفته شده زندگی‌های مردم را بررسی می‌كنیم. نباید این اتفاق بیفتد»(به نقل از افکار نیوز)

در پایان این نکته را از بیانات مکرر حجت‌الاسلام و المسلمین قرائتی نقل می‌کنم که کراراً در درس‌هایی از قران فرمودند: شخصی از اصحاب رسول خدا میهمانی گرفت و در آن میهمانی اغنیا را دور خود جمع کرد. به نزد رسول خدا آمد و عرض کرد: میهمانی گرفتم و اغنیا را اطعام کردم. رسول رحمت او را سفارش کردند که در میهمانی خود از فقرا هم دعوت کن. او میهمانی گرفت و فقرا را اطعام داد. به نزد رسول خدا آمد و حضرت و را نصیحت کردند که اگر خواستی میهمانی بگیری از فقرا و اغنیا در کنار هم دعوت کن تا مبادا عزت و کرامت فقرا از بین برود و با خود فکر کنند که سر سفره کفاره و خمس نشسته‌اند... .

حال گذشته از مبنای قانون‌گذار برای تخصیص این وجوه به «نیازمندان» آیا نباید بپرسیم که اگر این وجوه به نیازمندان با این بار معنایی تعلق بگیرد، حفظ عزت و آبرو چه می‌شود؟؟!




دوشنبه 20 خرداد 1392

یک رانت قانونی و یک دلیل مهم بی کاری

دوشنبه 20 خرداد 1392

نوع مطلب :



به نام خدا

با اهدای سلام و خسته نباشید. 
رانت هر کجا باشد بد است و منفور و موجب بی عدالتی. اگر در جامعه بی کاری هست بخشی از آن بابت مجوز های سخت دولتی است که برخی از آن خوشبختانه با مصوبه اخیر دولت ان شاء الله برطرف خواهد شد. البته بانک‌ها هم باید همکاری نمایند.
اما آنچه می‌خواهم بدان اشاره کنم وجود سهمیه‌های رزمندگان و ایثارگران و خانواده شهدا در استخدام است.
اگر چه در قانون این افراد تنها بخشی از سهمیه‌ای از استخدام‌ها به خویش اختصاص داده‌اند اما عملاً یک اداره دولتی که می‌خواهد اقدام به استخدام نماید نهایتاً سه نفر را با کلی آزمون و شلوغ کاری جذب می‌کند که آن هم سهمیه‌ای هستند و تا سهمیه مانده است از بی سهمیه دعوتی نمی‌شود! 

 این استدلال که ایشان دارای پدر بالای سر خود نیستند هم درست نیست چون در این صورت  خوب بودایتام هم از این سهمیه بهره‌مند می‌شدند

حضرت علی (ع) که محور عدل و عدالت بود زمانی که رزمندگان اسلام از او سهمی از بیت‌المال خواستند تا مسوولیتی به ایشان بدهند ایشان نپذیرفتند.

یا آن ماجرای معروف که حضرت (ع) زنی را در خیابان دیدند که مشک آبی به دوش می‌کشید و ... و از وقت شخصی خود برای این موضوع زمان گذاشتند؛ و دقت در این موضوع نشان می‌دهد که خانواده شهدا از بیت‌المال و سهمیه در آن زمان بی بهره بودند و حضرت از وقت و اموال شخصی به ایشان می‌بخشید.
جایی هم هست که رزمندگان اسلام در دوره خلیفه اول بر اساس رزمندگی و تقدم در اسلام دارای سهمیه بودند  و حضرت علی این سهمیه را قطع کردند. وقتی از ایشان از این سهمیه طلب شد فرمودند: شما اگر جهادی داشته‌اید باید از خدا طلب کنید و ما به عدالت در امول بیت‌المال تصرف می‌کنیم.
این‌ها همه نشان می‌دهد رزمندگی و شهادت موجب سهم نیست و مورد تایید هم نیست.

این استدلال که ایشان دارای پدر بالای سر خود نیستند هم درست نیست چون اولاً در این صورت ایتام هم باید از سهمیه بهره‌مند می‌شدند؛ و ثانیاً سهمیه منحصر به فرزند شهید و پدر شهید نیست. مثلاً بردران شهدا و همسران ایشان و ... هم از این سهم بهره‌مندند؛ و گاهی هم بستگان ایشان و خانواده رزمنده هم از این موضوع بهره‌مند می‌گردند؛ و اینکه بگوییم قانون این حق را ایجاد کرده باز هم درست نیست چون قانون نوشته دست انسان است و باز همان قانون برای معلولان سهمیه ایجاد کرده که هیچ‌گاه اجرایی نشد !!

خانواده شهدا خیلی ارزشمند هستند ولی نمی‌توان گفت این موضوع را به عنوان حق ایشان مطرح کنیم تا بگوییم ما برای فداکاران ملت خود امتیاز قائلیم.

خیر این موضوع هم اثر سوء دارد. چرا که همه که خانواده شهدا نیستند و زمانی که عموم افراد می‌خواهند از این حق یاد کنند نه تنها یاد فداکاری نمی‌افتند بلکه سرخورده می‌شوند و این باعث کم رنگ شدن این خانواده‌ها در ذهن عموم افراد می‌گردد.
تازه همه شهدا از این حق هم بهره‌مند نیستند مثلاً شهدای هسته ای از این حقوق بی بهره‌اند.
پیشنهاد می‌گردد کلاً این سهمیه لغو گردد و به نوع دیگری با این خانواده‌های معظم شهدا رفتار  و قدر دانی گردد.


البته ما در این پست دنبال خدشه وارد کردن به خانواده این عزیزان نیستیم؛ و فداکاری جانانه و شهامت مردانه ایشان را ارج می‌نهیم.
فقط یکی از دلایل بی کاری عمومی را شمردم و اشاره‌ای به قانون مذکور و سنت حضرت علی ع داشتیم.
و آوردیم که این سهمیه‌ها در شرایط کنونی که عموم تحصیل‌کردگان بی کار هستند موجب آثار منفی به فداکاران این ملت خواهد شد. همین ...

موفق و موید باشید.




پنجشنبه 4 آبان 1391

نامه بازدید از زندان...

پنجشنبه 4 آبان 1391

نوع مطلب :



باسمه تعالی


نه مثل آن دسته افرادم که از کنار موضوعات کشور به سادگی بگذرم و نه همچون افرادی هستم که حقیقت را می‌داند و کتمان می‌کند و نه همچون دانایانی که اگر بدانند هم بیان نمی‌کنند تا بعداً ملامت گردند: چه شخص بی‌سواد و غیر قانون‌دانی. این چه اظهار نظری است کردی!

آنچه در خصوص نامه‌های ریاست جمهور و رییس قوه قضائیه به نظر می‌آید در این است:

1.    بیش از سی سال از انقلاب اسلامی می‌گذرد و تا کنون هیچ یک از مقامات کشوری نبوده است که از زندان‌های کشور بازدید کند؛ و بازدید از این زندان‌ها نهایتاً در شخصیت‌های استانی بسته می‌شد.

حتی در این سی سال احدی از مسئولان نبوده است که شخصاً به مناطق محروم سفر کند و حرف دل مردم را با گوش خویش بشنود و نفس در نفس مردم محروم و ستمدیده اندازد. هر یک از مسئولان به هر بهانه‌ای مانند نبود وقت و کسر وجهه و رسیدگی به امور مملکت از این تکلیف علوی و خمینی سر باز زده است. در طول این سال‌هایی که از انقلاب می‌رود محمود احمدی نژاد تنها کسی است که به تمام ایران سفر کرده است و حرف مردم را شنیده و اقدام کرده (یا نکرده) وی تنها فردی است که در ابتدای رمضان هر سال (هر سال) با بخشی از هیئت وزرا با ایتام و مستمندان افطار می‌کند و فردایش با دیدار با کانون اصلاح و تربیت (که زندان نابالغین است) دیدار می‌کند و روح امید و توبه به آنان تزریق می‌کند.

در این میان افرادی مانند حجت الاسلام آملی لاریجانی در سخنان خود در ابتدای تصدی ریاست قضا اعلام کرد: «من با مردم دیدار نخواهم داشت.».

 

2.    قوه قضائیه خود را در مقابل احدالناسی پاسخگو نمی‌داند و سالی یک بار علنی گزارشی سربسته به رهبر انقلاب ارائه می‌کند و السلام ...

اگر بگوییم چرا حدود اجرا می‌شود می‌گویند: نص صریح قرآن و قانون است. اگر بگوییم چرا اجرا نمی‌شود می‌گویند

 مصلحت نیست؛ و خلاصه هر کار دوست دارند می‌کنند.

 

زمانی که صحبت از اجرای قانون اساسی و قانون عادی می‌شود (مترو و ...) می‌گویند رییس جمهور مسئول اجرای این قوانین است. ولی زمانی که می‌خواهد از مجرای اصلی قانون و اجرای آن بازدید کند می‌گویند: «  این، تعدّی از حدود و اختیارات رئیس‌جمهور و دخالت در کار قوه قضاییه است» نمی‌دانم کجا نوشته است که مجری قانون اگر در اجرای قانون دقت و نظارت کند، دخالت است و این حق را ندارد!؟

اصلاً ریاست جمهور قانون را امضا می‌کند تا مجری آن باشد و آن را به دستگاه‌های ذیربط اعلام می‌کند.

به نظر شما علت وجود وزارت خانه‌ای به نام وزارت دادگستری زیر نظر ریاست جمهوری چیست؟

 

ادامه دارد...

 

 

 




جمعه 19 خرداد 1391

عمره نامه

جمعه 19 خرداد 1391

نوع مطلب :شعر و احساس، 

 

چگونه آغاز کنم؟ راهی را که برایش نهایتی نیست و پایانش آغاز آن راه است.

هنوز عطر خوش حرم رسول خدا و معنویت بقیع را استشمام می کردم که غروبگاه از عربی کاغذی ستاندم و قلم از جیب در آوردم و در پاسخ به پیامک استاد مهدی غلامعلی با مطلع

 

امان از آسمان شهر یثرب                    امان از حال آن هنگام مغرب

چنین سرودم:

 

عجب شهری بود این شهر یثرب             امان از حال آن هنگام مغرب

ز بس نالیده ام از آسمانش                    جوابم گریه شد در وقت مغرب

الا مردم کم از کوفی بنالید                    بود اصل و اساس فتنه یثرب

ز یثرب کوفیان درسی گرفتند                       ببین آثار آن در وقت مغرب

اگر چه سنیان اهل نمازند                   و لکن قبله گم کرد اهل یثرب!

به جای خواند اذن دخولی                    عمر آتش بزد آن درب یثرب

برایم گفت آن ظلم عمر را                    همین بغضی که هست در شهر یثرب

خرد مات است و مبهوت از زمانی          که آتش زد عدو آن درب یثرب

چو شب شد رفت علی بر درب انصار       جوابش را چه دادی شهر یثرب؟

اگر حرف علی را ارزشی هست             بکن تمکین از آن ای شهر یثرب

اگر حرف صحابی ارزشی داشت            که باشد سید اصحاب یثرب؟

جواب حیدر کرار این بود                    که بندی دست او ای اهل یثرب؟

علی آن مرد مردستان حق است              تو بستی دست او در شهر یثرب

در این یثرب چه آیاتی فرو شد               تو چندی زان بخوان در وقت مغرب

بدان ای دل که اینجا نازل آمد                        که پیغمبر، منافق گشته یثرب[1]

اَلا احمد تو بلغ آنچه گوییم                    دگر اصلاً نترس از اهل یثرب

خدایت پاک دارد اهل بیتت                    فدک اینک بده بر تاج یثرب

بدان ای دل فدک تنها بهانه است             حدیثش را شنو از میر یثرب

«ز ما حکم خدایی غصب گردید             اگر چه هست فدک باغی به یثرب»!

کشیدند جانماز مجتبی را                     دلا خون گریه کن از کار یثرب

نمی دانم چرا این کار کردند                  امان از مردمان اهل یثرب

بیا مهدی که هنگام قیام است                 تو اینک این بخواه از شاه یثرب!

 

این هم مثنوی خدا حافظی با مدینه که در آخرین ساعات سفر سرودم:

خدا حافظ ای قبر پیغمرم                      خدا حافظ ای ناله حیدرم

خدا حافظ ای گنبد سبز رنگ                 خدا حافظ ای مردم هفت رنگ

خدا حافظ ای ناله های بتول                  خدا حافظ ای یادگار رسول

خدا حافظ ای شهر دیوار و در                       خدا حافظ ای خاک بی یار و در

خدا حافظ ای شهر آیینه ها                   خدا حافظ ای منبر مصطفی

خدا حافظ ای آسمان بقیع                      خدا حافظ ای خاک پاک بقیع

خدا حافظ ای کوچه هاشمی                   خدا حافظ ای قبر ختم النبی

خدا حافظ ای مسجد حیدری                  خدا حافظ ای جای پیغمبری

خدا حافظ ای صادق بی نشان                        خدا حافظ ای تربت بی نشان

 

علی جان من از راه دور آمدم                        من از کشور شاه توس آمدم

به امیدی این ره ز دور آمدم                 برا دیدن قبر نور آمدم

بگو ای علی قبر زهرا کجاست؟              بگو قبر دخت پیمبر کجاست؟

ندیدم در این سرزمین قبر او                 کجا دفن کردی علی قبر او؟

بگو اهل یثرب چه کردند به او               بگو من چگونه روم نزد او؟

من از دشمنانش نیم ای علی                  چو از زائرینش شدم ای علی

اگر محرم قبر پیغمبرم                          کجاست قبر آن دخت پیغمبرم؟

 

و در حالی که  برای احرام ماه رجب به مسجد جعرانه رفتیم در آنجا شعری سروده بودم مختص احرام دوباره:

برو برپوش احرامی دو باره                 برو غسلی بکن غسلی دوباره

بیا برپوش احرامی ز توحید                  برو مسجد بکن غسلی ز توحید

بیا تا ما رویم در آسمان ها                   زنیم گشتی به راه آسمان ها

که این ره غیر از این راه حجاری است     که رفتن با شهیدان سرفرازی است

بدون صاحبت سرگشته ای تو                        کجا حج کرده ای دور خودی تو!

بگوید این سخن در مکه شیطان              شنو این حرف حق از کام شیطان:

مرا نابود کردی در مدینه                     مرا محبوس کردی در مدینه

اگر بازم ملذذ از گناهی                       به خود سنگی بزن، ما را چه کاری؟!!

برفت احمد چهل شب در دل کوه             برو امشب شبی اندر دل کوه

شنو آنجا سخن های نگفته                    به هر سنگش هزاران حرف خفته

بشد آنجا نبی آن سید ما                       بکن تبلیغ راه انبیا را

که آن راه نبی راه ولی است                  امام من کنون سید علی[2] است

نگاهی کن به تصویر شهیدان                 که هست هر آنچه داریم از شهیدان

نیابت کن تو از سوی خمینی                 بکن این عمره با یاد خمینی

 

التماس دعا



[1] . منافقون آیه 1

[2]  منظور امیر المونین امام علی ع است




پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

نوید وصل دادی...

پنجشنبه 7 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :

 

 

 

نوید وصل دادی تا تو ...

 


سروده نامه...

شنبه 2 اردیبهشت 1391

کعبه آمال من...

شنبه 2 اردیبهشت 1391

نوع مطلب :

 

 

کعبه آمال من

 

 

لبیک لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک

روبرویش فقط سکوت می کنم.اینجا همه هستند زن و مرد، سیاه و سفید، کودک و پیر فرق نمی کند که، این جا تنها تو هستی و او .که یکی هست و نیست جز او،وحده لا اله الا هو...

شاید این جا تنها نقطه ای از زمین باشد که نفس اماره در آن مرده است.اینجا نمی توانی حب مال داشته باشی وقتی تماما کفن پوش شده ای. یکدست سفید شده ای.دوست داری اینجا و در آخرین میثاق گاه عشق وعده ای با معشوق ببندی و دلت را همرنگ همین لباست کنی و برای همیشه در سینه ات بگذاری اش معصوم معصوم. اینجا تو قدم در جای پای ابراهیم می گذاری.قدم بر جای پای پیامبر(ص) و پاره تنش و امامان کوی دوست.

اما دلت می گیرد وقتی می شنوی صدای روحانی کاروان را، وقتی از امام حسن عسگری(ع) می گوید و هنگامه ای که هرگز دست نداد تا آقا حاجی شوند.

اینجاست که هق هق گریه جای همه چیز حرف می زند و تو ناخودآگاه یاد عشق می افتی یاد غریب عصر جمعه ها ...دعای فرج را غرق در اشک می خوانی و باز بر می گردی به همان خانه اول تو روبروی اول و آخر ایستاده ای .این جاست که باز به خود می گویی بگو تو هم  هر چه می خواهد دل تنگت بگو...

 اینجا هر سو که رو کنی تنها اوست. اشک می ریزی و صفای دل می خواهی. مغموم از گشته ی خویشی و طلب بخشش داری و نمی دانی به کدامین روی اینجا نشسته ای. مگر نه این است معبود من که خودت فرموده ای :

بازآ هر آنچه هستی بازآ

صد بار هم اگر توبه شکستی بازآ

نقل از پایگاه عمره نوشته خانم چگنی

 

خدای را شاکرم که به این بنده حقیر و ناتوان خود توفیق داد تا از بار گناه خود در حرم امن پروردگار عالم کم کند. و به او توفیق دهد تا در جوار خانه خود، مدتی سکنی گزیند.

اردیبهشت ماه عازم خانه امن خدایم و از همه شما طلب حلالیت و التماس دعا دارم.

دعاگویتان هستم.

محمد

 




جمعه 6 آبان 1390

هم فتوا ! هم قانون ! نقدی بر مقاله فتوا یا قانون ؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی

جمعه 6 آبان 1390

نوع مطلب :

 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان محترم وبلاگ

یکی از اصول مهم و ارزشمند قانون اساسی که بعد از اصولی که مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه و نظارت شورای نگهبان، به عقیده من بهترین اصل قانون اساسی است اصل 167 قانون اساسی است.

اصل 167 قانون اساسی بیان می کند:

»قاضی‏ موظف‏ است‏ كوشش‏ كند حكم‏ هر دعوا را در قوانین‏ مدونه‏ بیابد و اگر نیابد با استناد به‏ منابع معتبر اسلامی‏ یا فتاوای‏ معتبر، حكم‏ قضیه‏ را صادر نماید و نمی‏ تواند به‏ بهانه‏ سكوت‏ یا نقص‏ یا اجمال‏ یا تعارض‏ قوانین‏ مدونه‏ از رسیدگی‏ به‏ دعوا و صدور حكم‏ امتناع‏ ورزد.»

طبق این اصل فتوای معتبر علما در نبود قانون مبنای حکم قاضی قرار خواهد گرفت.

حال یکی از اساتید محترم دانشگاه سمنان به نام دکتر مصطفی جباری در مقاله ای با عنوان « فتوا یا قانون؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی » به نقد این اصل پرداخته و مقاله خود را در فصلنامه حقوق دانشگاه تهران در پاییز سال 87 منتشر کرده است.

متن کامل مقاله ایشان را می توانید در اینجا ملاحظه فرمایید.

این بنده با توجه به ارزش و اعتبار این اصل نکاتی را در نقد خود بر آن برای ایشان ارسال کردم.

متن نقد من را می توانید در ادامه مطالعه فرمایید.

 

 


هم فتوا هم قانون ! نقدی بر مقاله فتوا یا قانون ؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی

  • کل صفحات: 8
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...