یکشنبه 25 مرداد 1388

نیم نگاهی به آیه فبشر العباد(قسمت دوم)

یکشنبه 25 مرداد 1388

نوع مطلب :

باسمه تعالی

 

با عرض سلام وادب و احترام محضر شما دوستان گرامی و اساتید محترم و فرزانه

     خلاصه بحث گذشته:

    در پست قبل ما به این نكته اشاره كردیم كه پذیرفتن ال در كلمه القول در آیه شریفه به عنوان ال عهد سوالاتی را برای ما بوجود می آورد من جمله اینكه گوینده در ال عهد ذكر باید قبلاً اشاره به منظور خود داشته باشد و ما برای پذیرفتنش قرینه نیاز داریم.

 

و اكنون: 

سوال دوم:

     دومین سوال كه در اینباره به ذهن می رسد اینكه اگر ما منظور از القول را قرآن كریم و تبعیت احسنش را اطاعت از احادیث بدانیم در مورد ایاتی كه روایات تفسیری از معصوم(علیهم السلام) به ما نرسیده است چه باید كرد؟

     آیا اگر بر این اساس، بدون روایت صحیح از معصوم(علیهم السلام) به سراغ قرآن كریم برویم آن بخش غیر احسن! ما را گمراه نخواهد كرد؟!؟!

 

     نكته مهم دیگری كه در اینجا رخ می نماید نكته بلاغی است كه در پی بدان اشاره خواهیم كرد.

 می دانیم كه زبان عربی زبانی است بلیغ و قرآن كریم هم كه از سوی خداوند متعال نازل شده است بلیغانه ترین و حكیمانه ترین سخن را گزارش می كند.

یك نكته هم كه باید به عنوان مقدمه ذكر كنم اینكه ذر هر زبان ممكن است برخی كلمات بار ارزشی داشته باشند. یعنی دو كلمه هم معنی یكی به جای خوب به كار می رود و دیگری در جای بد.

شما اگر بخواهید از كسی كه قد بلندی دارد مودبانه یاد كنید می گویید رشید. اما اگر بخواهید از او با همین ویژگی یاد كنید می گویید: دراز.

سخن در ایه فبشر العباد الذین یستمعون القول فیتبعون احسنه است.

نكته مهم بلاغی كه در اینجا به نظر می رسد این است كه خداوند متعال در این آیه فرموده اند القول كه در واقع اعم از سخن ارزشی و غیر ارزشی است.

خداوند در مورد سخن فرستادگان خود در قران كریم از لغت قول و مشتقاتش بهره برده است مانند سخن حضرت موسی كه می فرماید:

ُوَ احْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسانى‏* یفقهوا قولی*

 گره از زبانم بگشا تا زبانم را بفهمند.(طه،27_28) [1]

 

و نیز در بسیاری از آیات حضرت حق متعال در مورد كافران از همین لغت استفاده كرده اند مانند آیه 181 آل عمران، كه می فرماید:

 

لَّقَدْ سمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّذِینَ قَالُوا إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَ نحْنُ أَغْنِیَاءُ

مسلماً خداوند، سخن كسانى را كه گفتند: «خدا نیازمند است و ما توانگریم»، شنید.[2]

 

ادامه  این مقاله را در تاریخ 2شهریور مطالعه بفرمایید

 

 



[1] . برای اطلاع بیشتر از كاربرد ارزشی قول به آیات زیر نگاه كنید، بقره31، محمد21، احزاب70، یس58، نور51، ممتحنه4،  و... .

[2] . برای اطلاع بیشتر از این دست كاربرد ها بنگرید: توبه30، یونس65، رعد5، یس76، حجرات14 و ... .




یکشنبه 18 مرداد 1388

نیم نگاهی به آیه فبشر العباد(قسمت اول)

یکشنبه 18 مرداد 1388

نوع مطلب :

 

باسمه تعالی

 

با عرض سلام وادب و احترام محضر شما دوستان گرامی و اساتید محترم و فرزانه

چند روز  قبل كه با یكی از اساتید ارجمند و فاضل گفتگو می كردم به مناسبت، در صحبت با ایشان سخن در مورد آیه شریفه سوره مباركه زمر/18 به میان آمد كه خداوند در این آیه چنین می فرمایند:

 

فَبَشرْ عِبَادِ الَّذِینَ یَستَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسنَهُ  أُولَئك الَّذِینَ هَدَاهمُ اللَّهُ  وَ أُولَئك هُمْ أُولُوا الأَلْبَابِ(زمر/18)

 

پس بشارت ده به آن بندگان من كه به سخن گوش فرا مى‏دهند و بهترین آن را پیروى مى‏كنند؛ اینانند كه خدایشان راه نموده و اینانند همان خردمندان.(ترجمه فولادوند)

ایشان در مورد ال موجود در آیه در كلمه القول فرمودند: ‹‹ ال لام عهد ذهن است و در واقع منظور حق متعال در اینجا شنیدن سخن قرآن و پذیرفتن بهترین آن كه در بیان ایشان سخن اهل بیت باشد است.››

به دیگر سخن ما قرآن را بخوانیم و به سخن اهل بیت(علیهم السلام) توجه  كرده و بر آن اساس عمل كنیم. چرا كه اولاً مفسرین كامل و واقعی قران ایشانند.

ایشان در این مساله هم تصریح داشتند كه ‹‹اگر ال در ایه مذكور ال استغراق یا جنس باشد امكان ندارد كه انسان همه اقوال را مطالعه كند و اساساً خواندن كتب ضاله بر همین اساس ممنوع خواهد بود.››

ما در این مقاله و چند مقاله بعدی بنا داریم ابتدا جنبه های مختلف این تفسیر از آیه مذكور را از دید خود بررسی كنیم و در پایان هم بحث را جمع بندی نماییم.

همینجا از تمام شما اساتید محترم و خوانندگان گرامی درخواست می كنم كه در این كار به من كمك نمایید و اگر نظری یا نقدی بر سخنان من داشتید در اینجا مطرح فرمایید تا در حد وسع خودم در اولین زمان بدانها پاسخ دهم.

 

توجه!

همان گونه كه مطلعید به دلیل اینكه در این بحث لازم است تا ما نظرات مختلف را ذكر كنیم، لزوماً هر نظری كه در این مقاله مشاهده می فرمایید نظر نهایی ما نیست.

بنده ضمن تایید اجمالی سخن این استاد فرهیخته كه به حق از مدرسین بزرگ زبان عربی همدان به شمار می آیند(خاصه آن قسمت از نظر ایشان كه از اهل بیت(علیهم السلام) به عنوان مفسرین واقعی و كامل قران یاد كرده اند) چند نكته را یاد آوری می كنم.

 

قبل از اینكه به سراغ نقد لغوی و بررسی های كلمه ای برویم قدری این ایه را بر این اساس مرور كنیم تا اشكال این نوع تفسیر بیشتر روشن گردد.

ایه در این صورت این گونه خواهد بود كه به آندسته از بندگان من كه قران را می شنوند و از سخنان درستش اطاعت می كنند كه در واقع احادیث ما هستند بشارت بده.

 

یك سوال؟

مگر قرآن كریم سخن غیر احسن هم دارد كه از احسن آن اطاعت كنیم و غیر احسن را واگذاریم؟

باید دانست كه اهل بیت(علیهم السلام) همیشه و در همه جا از قران كریم سخن گفته اند و بنا بر روایاتی كه در كتاب كافی هست اهل بیت هرگز خلاف قرآن سخن نخواهند گفت و بلكه موافق قران سخن می گویند.(الكافی، ج1 باب اختلاف الحدیث)

حال چگونه می شود كه كسی از روی كتابی سخنی بگوید اما حرف او در داخل همان كتاب نباشد؟!؟!

بی انكه در اینجا بخواهم به این سوال پاسخی بدهم به طرح اشكالات بعدی می پردازم.

 

الف: نوع ال در آیه

اجازه دهید تا بحث را از همان ال آغاز كنیم.اگر بر اساس نظری این ال را همانگونه كه ایشان فرمودند: ال عهد بگیریم ناگزیر باید به چند سوال پاسخ دهیم.

 

سوال اول:

همانطور كه می دانید ال عهد مطلبی را یاد آوری می كند كه قبلاً گوینده در آن زمینه با شنونده مساله ای را مطرح كرده است.

 

به این مثال توجه فرمایید:

من با شما درباره رفتن یا نرفتن سینما صحبت می كنم و تصمیم می گیریم كه به سینما بریم.

بعداً من به شما می گویم: ‹‹فلانی من نمی توانم آنجا بیام››. شما فوراً متوجه می شوید كه منظور من این است كه من نمی توانم سینما بیایم؛ نه مثلاً مسافرتی كه در موردش با هم صحبت نكردیم.

 این آیه در سوره مباركه زمر واقع شده كه از سور مكی قرآن به شمار می آیند حال آنكه بسیاری از آیاتی كه در قران جایگاه سخن اهل بیت(علیهم السلام) را می رساند آیات مدنی هستند مانند سور مباركه ال عمران، مائده، نساء، توبه و... .

اگر این ال را عهد ذهن بدانیم با چه قرینه ای بپذیریم خداوند با این ال ذهن ما را به اطاعت از سخن اهل بیتی سوق می دهد كه در زمان نزول این آیه هنوز آیاتی كه مربوط به جایگاه اهل بیت(علیهم السلام) است نازل نشده است؟!

در این آیه هم اگر خداوند می خواست بفرماید كه:

پس بشارت ده به آن بندگان من كه سخنِ قرآن را پیروى مى‏كنند؛ بشارت بده به آنان كه احادیث را پیروی می كنند؛ لازم بود از قبل با ما در مورد سخنان اهل بیت و رسول خدا صحبت می كرد.

 

اما همانطور كه گذشت در زمان نزول این آیه شریفه هنوز بسیاری از آیات در مورد جایگاه اهل بیت نازل نشده اند پس نمی توانیم در اینجا این ال را ال عهد بگیریم زیرا كه دلالت بر قبل خودش ندارد./

 

ادامه این بحث را در تاریخ25 /5 /88 ساعت24 در همین وبلاگ ملاحظه بفرمایید.

 

نا تمام

محمد زندی دلگشا