تبلیغات
محدث
جمعه 6 آبان 1390

هم فتوا ! هم قانون ! نقدی بر مقاله فتوا یا قانون ؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی

جمعه 6 آبان 1390

نوع مطلب :

 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان محترم وبلاگ

یکی از اصول مهم و ارزشمند قانون اساسی که بعد از اصولی که مربوط به حکومت اسلامی و ولایت فقیه و نظارت شورای نگهبان، به عقیده من بهترین اصل قانون اساسی است اصل 167 قانون اساسی است.

اصل 167 قانون اساسی بیان می کند:

»قاضی‏ موظف‏ است‏ كوشش‏ كند حكم‏ هر دعوا را در قوانین‏ مدونه‏ بیابد و اگر نیابد با استناد به‏ منابع معتبر اسلامی‏ یا فتاوای‏ معتبر، حكم‏ قضیه‏ را صادر نماید و نمی‏ تواند به‏ بهانه‏ سكوت‏ یا نقص‏ یا اجمال‏ یا تعارض‏ قوانین‏ مدونه‏ از رسیدگی‏ به‏ دعوا و صدور حكم‏ امتناع‏ ورزد.»

طبق این اصل فتوای معتبر علما در نبود قانون مبنای حکم قاضی قرار خواهد گرفت.

حال یکی از اساتید محترم دانشگاه سمنان به نام دکتر مصطفی جباری در مقاله ای با عنوان « فتوا یا قانون؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی » به نقد این اصل پرداخته و مقاله خود را در فصلنامه حقوق دانشگاه تهران در پاییز سال 87 منتشر کرده است.

متن کامل مقاله ایشان را می توانید در اینجا ملاحظه فرمایید.

این بنده با توجه به ارزش و اعتبار این اصل نکاتی را در نقد خود بر آن برای ایشان ارسال کردم.

متن نقد من را می توانید در ادامه مطالعه فرمایید.

 

 


هم فتوا هم قانون ! نقدی بر مقاله فتوا یا قانون ؟ نگاهی به اصل 167 قانون اساسی

شنبه 30 مهر 1390

با پیروان دیگران مذاهب چه می شود؟

شنبه 30 مهر 1390

نوع مطلب :

 

به نام خدا

با عرض سلام خدمت شما خوانندگان محترم.

چند روز قبل با یکی از دوستان عزیز و دانش‌پژوه که مشغول صحبت بودیم ناگهان یکی از شبهات قدیمی کلامی به ذهن ما رسید. اینکه آیا افرادی که معتقد به سایر ادیان هستند نیز بایستی معتقد به دین اسلام باشند؟ یا خیر؟

از آنچه که دوست ما دارای تحصیلات عالی در زمینه حقوق (خصوصی) است ما در آن جلسه این موضوع را با رویکرد حقوقی بررسی کردیم.

این بحث فواید و نتایج زیادی به همراه دارد. مثلاً اساساً اگر کسی معتقد به بنیان رفتاری نبود آیا می‌توان او را به دلیل استنکاف از آن رفتار مورد تعقیب قرار داد؟ و فواید بسیار زیادی که در ادامه به گوشه‌ای از آن خواهیم پرداخت.

بعد دیگر این بحث که بعد اعتقادی و کلامی است هم این است که: آیا شریعت اسلام می‌تواند دیگر ادیان را مجبور به پذیرش اسلام کند یا خیر؟

نکته‌ای که به نظر ما می‌رسد این است که اثبات نقلی درون دینی اینکه دین اسلام به دیگر ادیان فرمان پذیرش اسلام را داده است (هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین کله) و همه را به اسلام فرا می‌خواند (ان الدین عند الله الاسلام) و پیامبران دیگر ادیان را هم مسلم می‌داند (آل عمران 67) از نظر اسلام کاملاً پذیرفته شده است. اما باید یا از نظر عقلی محض، این موضوع را سنجید یا از آثار و تبعات آن این نکته را ارزیابی کرد.

ارزیابی این موضوع.

اجازه دهید ارزیابی این موضوع را با چند پرسش و پیش‌فرض آغاز کنیم. فرض می‌کنیم که ما پذیرفتیم که نیاز نیست همگان تابع اسلام باشند و هر کس طبق دین خود باید عمل کند. حال در این صورت:

1.        اگر تنها مؤمنان و مسلمانان هستند که باید اسلام و احکام آن را بپذیرند، آیا مسیحیان و یهودیان در مقابل احکام اسلام آزادند و می‌توانند به کارهایی بپردازند که در دین (تحریف شده) خود آزاد است و در اسلام جرم؟ مانند بی حجابی و لواط؟(برای مثال تلمود: یهودى حقّ دارد، زنهاى غیر مؤمنه را به غصب برباید و زنا و لواط به غیر یهودى عقاب و كیفرى ندارد.)

 2.        در مورد مواردی که قباحت آن را ذاتاً خود عقل مورد پذیرش قرار می‌دهد مانند قتل و سرقت، این ادیان چه نوع مجازاتی پیش بینی کرده‌اند؟ (البته این سوال آنجا مطرح می‌گردد که اصل مجرمانه بودن این دست افعال در این ادیان پذیرفته شود) زیرا تعیین جرم بودن یک فعل، کافی نیست. باید در این ادیان مطرح گردد که فاعل تحت چه شرایطی و چگونه به کیفر خود برسد! از سویی دیگر هم باید کیفر را معین نمایند. که در انجیل و آثار کنونی غیر اسلامی چنین موضوعی بحث نشده است.

3.        ظاهراً دوستان خوب ما همه چیز را احوال شخصیه پنداشته اند که می‌گویند: «باید با همه ادیان و پیروان آنان مانند خودشان رفتار کرد!» اما همه مسائل مانند احوال شخصیه و ارث نیست! اگر یک مسیحی مثلاً به یک مسلمان تجاوز کرد او را چه کنیم؟ اگر با رضایت خود مسلمان! این کار انجام شد، با مسیحی چه کنیم؟ در مورد جرایم جدید مانند حقوق مؤلفین با پیروان دیگر ادیان چه کنیم؟ فرضاً که دوستان ما برای سفر علمی به خارج رفته‌اند. اگر در آنجا کسی جرمی علیه ایشان مرتکب شد و فعل حرامی انجام داد (مثلاً خدای ناکرده به نوامیس آنان نگاه آلوده کرد) آیا آن مسیحی قابل مجازات نیست؟ فرضاً که پذیرفتیم طبق قانون ما قابل مجازات نیست! آیا خدا هم با یک مسیحی که افعال پیش گذشته را مرتکب می‌شود و به دین (تحریف شده) خود استناد می‌کند هم نباید کاری داشته باشد؟

4.        کسی که قائل به مسیحیت است باید مفاد انجیل را هم بپذیرد. اگر چه ما قائل به تحریف لفظی انجیل هستیم اما بر اساس آنچه در انجیل هست در آن بشارت‌هایی به پیامبر اعظم داده شده است.

برای اطلاع بیشتر در این مورد می‌توانید این مقاله را مطالعه نمایید.




پنجشنبه 20 مرداد 1390

تشکیل دادگاه علنی برای جرایم خشن خلاف شرع و قانون اساسی است

پنجشنبه 20 مرداد 1390

نوع مطلب :

نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی روز یکشنبه طرح یک فوریتی رسیدگی به جرایم خشن را تصویب نمودند. در این مصوبه بندها و مواد بسیار ارزشمندی همچون «رسیدگی به جرایم خشن در خارج از نوبت» وجود دارد که در واقع همان‌گونه که از نام طرح بر می‌آید مبارزه با این جرایم را جدی‌تر ساخته است.

اما در این میان مفادی قرار دارد که ظاهراً با مخالفت صریح شورای محترم نگهبان قانون اساسی مواجه گردد. برای مثال آنجا که مقرر می‌کند: مراحل رسیدگی به جرایم خشن (مانند ضرب و شتم و تجاوز به عنف و سرقت مسلحانه) علنی است؛ و در واقع به رسانه‌ها امکان پخش جزئیات روند این دادرسی را می‌دهد.

می‌دانیم که در اسلام آبروی مسلمان از آبروی اماکن بسیار مقدس هم واجب‌تر است. حال اگر دادگاهی علنی باشد و متهم و مظنونی به دادگاه علنی احضار شود و بعد معلوم شود به کلی بی گناه بوده و یا اگر هم جرمی مرتکب شده (مثلاً سرقت غیر مسلحانه انجام داده) مرتکب جرم خشن و منافی عفت نشده (مثلاً تجاوز نکرده؛ فقط سرقت معمولی بوده است). پس باید در واقع در دادگاهی عادی و غیر علنی محاکمه صورت می‌گرفت. (چون سرقت معمولی بوده است) حالا قبل از معلوم شدن گناهکاری و جرم او، عمل وی رسانه‌ای گردد! خب اگر معلوم شد جرم او چنین نبوده و یا اگر ضرب و شتمی هم رخ داده تجاوزی صورت نگرفته است آن وقت آبروی وی و خانواده‌اش چه می‌شود؟

گویا وکلای محترم ملت فرمایشات اخیر مقام معظم رهبری را در جمع اعضای قوه قضائیه فراموش کرده‌اند که فرمودند:

«فرض كنیم یك نفرى جرمى هم كرده است، این جرم در دادگاه صالح اثبات هم شده است، این شخص به مجازات محكوم هم شده است - فرض كنید رفته زندان - چه لزومى دارد ما اسم او را در روزنامه‌ها منتشر كنیم تا بچه‌ى این آدم كه دارد مدرسه میرود، دیگر رویش نشود مدرسه برود؟ چه اشكال دارد كه این مدتِ زندانش را بگذراند، بیاید بیرون، خودش و خانواده‌اش زندگى عادى‌شان را ادامه دهند؟ خب، جرمى كرد، مجازات شد، تمام شد دیگر. باید حتماً آبروریزى بشود؟ این از نكات بسیار مهمى است.»(دیوار با رئیس و مسئولان قوه قضائیه6/4/1390)

با توجه به ایرادات جدی، که این مصوبه با موازین شرع بَیّن دارد باید دانست که این مصوبه مغایرت آشکاری هم با اصل 165 قانون اساسی، یعنی آنجا که دادگاه‌های منافی عفت را غیر علنی می شمارد، دارد.

با توجه به اینکه تجاوز به عنف و ضرب و شتم و حتی سرقت مسلحانه مخالف عفت عمومی است و طبق اصل 165 باید در محاکم غیر علنی برگزار شود و از طرفی اگر این دسته محاکم رسانه‌ای و علنی شود جامعه را بیش از حد، نا امن جلوه می‌دهد و خوراک برای رسانه‌های غربی تولید می‌کنند تا ایران را نا امن نشان دهند از شورای محترم نگهبان توقع می‌رود با این اصل مخالف نماید.




جمعه 12 فروردین 1390

نیم نگاهی به نظریه «تعطیلی اقامه حدود الهی»!

جمعه 12 فروردین 1390

نوع مطلب :

 

به نام خدا

 برادران عزیز و ارجمند و دانشجویان محترم.

سلام علیکم.

پیش از آغاز این پست لازم می‌دانم فرا رسیدن عید باستانی نوروز را خدمت شما سروران و ارجمندان محترم تبریک عرض کنم.

چند روز قبل که با یکی از دوستان صمیمی و سابق خودم در مورد یکی از قواعد فقه و حقوق که صحبت می‌کردیم (قاعده اقامه حدود یا تعطیلی حدود) سخن به اینجا رسید که:

یکی از فرهیختگان معاصر ما به نام دکتر مصطفی محقق داماد در رد نظریه اقامه حدود کتابی با عنوان قواعد فقه نگاشته است.

من از این دوست خودم خواستم تا اگر این کتاب را در اختیار دارد آن را به من به رسم امانت تحویل دهد. تا مطالعه کنم و با نظر مخالفین اقامه حدود الهی! البته در زمان غیبت، آشنا شوم.

ایشان آن کتاب را که معلوم بود به سختی تهیه کرده است را به من داد.

کتاب را که مطالعه کردم خیلی تعجب کردم.

دیدگاه من در مورد فرهیخته‌ای مانند استاد محقق داماد که پیش‌تر وصف ایشان را شنیده بودم به شکل دیگری بود.

انگار کتاب قواعد فقه (بخش جزایی) را تنها با نام ایشان منتشر کرده‌اند؛ و ایشان هیچ نظارتی بر چاپ کتاب نداشته است.

برخی موارد که حتی طلاب و دانشجویان سال‌های نخست تحصیل از آن آگاهند از نظر نویسنده این کتاب مخصوصاً در فصل نهم (اقامه حدود) هم مخفی مانده.

آقای محقق داماد بعد از آنکه نظر یکی از قائلین به اجرای حدود در تمام اعصار و ازمنه را نقل می‌کنند در رد نظر این قائل می‌آورند:

اگر در زمانی متوجه شدیم که کسی که می‌خواهد حد را جاری کند عادل نیست آن وقت چه می‌شود؟

از این پرسش نتیجه گرفته‌اند که اگر عادلی برای اجرای حکم در زمان غیبت نبود در آن صورت حد الهی باید تعطیل شود و به دزد و زانی بگوییم خسته نباشید!

دوستان عزیز.

اگر یکی شخص که با مبنای اسلام و هدف از خلقت آشنا نبود و این حرف را می‌زد انسان تعجب نمی‌کرد. اما از آقای محقق داماد، بعید است!

در کتاب شریف کافی (مهم‌ترین و معتبرترین کتاب حدیثی شیعه) فصلی داریم به نام «باب أن الارض لا تخلو من حجة» در این باب که مفهوم و مرادش از نامش هویدا است حدیثی داریم که می‌فرماید:

إن الله أجل و أعظم من أن یترک الارض به غیر إمام عادل.

خداوند اجل و اعظم از آن است که زمین را بدون امام عادل گذارد و رهایش کند.

ممکن است دوستان منظور از این حدیث را از امام عادل، امام معصوم بدانند. خیلی خوب. اما در حدیث دیگری در همین کتاب شریف می‌خوانیم که:

انَّ لَنا فی کُلِّ خَلَفٍ عُدولًا یَنْفونَ عَنّا تَحْریفَ الْغالینَ
وَانْتِحالَ الْمُبْطِلینَ کافی ج1/32

هر زمانی، در هر عصری برای مکتب ما( اهل بیت)، افرادی هستند که تحریف غلو کنندگان و نسبت‌های دروغ مردمی را که هدفشان خراب کردن دین است اصلاح میکنند.

پس هرگز زمانی نخواهد آمد که این احتمال آقای محقق داماد مبنی بر نبود «امام عادل» و حتی افراد «غیر معصوم عادل» رخ دهد و همواره افراد عادل در زمین برای اجرای احکام الهی (من جمله حدود خداوند) حضور دارند. پس تعطیلی حدود به این خاطر بهانه کودکانه‌ای بیش نیست.

 

اگر ما قائل شویم زمانی فرد عادلی برای اجرای حدود و احکام خداوند حضور ندارد و بر این اساس حکم خداوند تعطیل می‌گردد یعنی پذیرفته‌ایم خداوند حکمی صادر کرده ولی امکانات و ملزومان اجرای آن را فراهم نیاورده. یعنی کسی عادل در روز زمین نیست که بخواهد اجرای حکم کند. یعنی مردمان این قدر بد می‌شوند که کسی سالم و غیر فاسق نیست!

به نظر شما آیا می‌توان به این بهانه روز اجرای حدود الهی خط کشید؟

اگر لازم شد در پست های بعدی به بررسی و رد دیگر ابعاد نظریه قائلین به تعطیلی حدود رسیدگی خواهیم كرد




پنجشنبه 14 بهمن 1389

حكایت وكالت!

پنجشنبه 14 بهمن 1389

نوع مطلب :

 

به نام خدا

راستش محتوای این پست را برای چند ماه بعد آماده کرده بودم. اما لازم شد که بخشی از آنچه را آماده کرده بودم اکنون ارسال کنم.


ادامه بحث...

  • کل صفحات: 9
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...